bandeaux

[ایالات متحده]/bɑːndøʊ/
[بریتانیا]/bahn-doh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوار یا نوار از ماده‌ای که برای مقاصد مختلفی مانند نگه داشتن مو در جای خود یا فراهم کردن حمایت برای یک پوشاک استفاده می‌شود.; نوع باریکی از کاپ سینه که پوشش حداقلی را فراهم می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

bandeau top

سوتین بند دار

lace bandeau

باندو با گلدوزی

bandeau with straps

باندو با بند

push-up bandeau

باندوی پاش‌آپ

sports bandeau

باندوی ورزشی

padded bandeau

باندوی پددار

reversible bandeau

باندوی قابل برگشت

adjustable bandeau

باندوی قابل تنظیم

جملات نمونه

she wore a beautiful bandeau dress to the party.

او یک لباس بند دار زیبا به مهمانی پوشید.

the bandeau top is perfect for summer beach outings.

سوتین بند دار برای تفریح در ساحل در تابستان عالی است.

he tied his hair back with a bandeau scarf.

او موهایش را با یک روسری بند دار بست.

bandeau swimsuits are very popular this season.

لباس شنای بند دار امسال بسیار محبوب است.

she accessorized her outfit with a colorful bandeau.

او لباس خود را با یک بند دار رنگارنگ تزئین کرد.

the bandeau style is flattering for many body types.

سبک بند دار برای بسیاری از انواع بدن جذاب است.

you can find bandeau tops in various patterns and colors.

می توانید سوتین بند دار را در طرح ها و رنگ های مختلف پیدا کنید.

she prefers bandeau bras for their comfort and style.

او سوتین بند دار را به دلیل راحتی و استایل ترجیح می دهد.

the designer showcased a collection of bandeau outfits.

طراح مجموعه ای از لباس های بند دار را به نمایش گذاشت.

he wore a bandeau around his head during the workout.

او در طول تمرین یک بند دار دور سرش بست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید