banshees

[ایالات متحده]/bænˈʃiːz/
[بریتانیا]/banˈʃiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع بانشی؛ روح زن در فولکلور ایرلندی که ناله‌اش گفته می‌شود مرگ را پیشگویی می‌کند؛ روح‌های زن، به‌ویژه آن‌هایی که ناله می‌کنند و باور بر این است که پیش‌درآمدهای مرگ هستند.

جملات نمونه

the banshees wailed in the night, warning of impending doom.

banshees در شب زار زار ناله می‌کردند و از قریب‌الوقوع مصیبت هشدار می‌دادند.

some believe that banshees are omens of death.

برخی معتقدند که banshees نشانه‌های مرگ هستند.

legends say that banshees appear when a family is in trouble.

افسانه ها می‌گویند که banshees زمانی ظاهر می شوند که یک خانواده در سختی باشد.

in irish folklore, banshees are known to sing before a tragedy.

در فولکلور ایرلندی، banshees قبل از یک تراژدی به آواز خواندن معروف هستند.

the sound of banshees can send chills down your spine.

صدای banshees می‌تواند باعث لرزش شما شود.

people often tell stories about encounters with banshees.

مردم اغلب داستان‌هایی در مورد برخورد با banshees تعریف می‌کنند.

many cultures have their own versions of banshees.

بسیاری از فرهنگ‌ها نسخه‌های خود از banshees را دارند.

some say that banshees can only be heard, not seen.

برخی می گویند که banshees فقط قابل شنیدن هستند، نه قابل دیدن.

in the dark forest, the cries of banshees echoed eerily.

در جنگل تاریک، فریادهای banshees به طرز وهم‌آوری پژواک می‌کردند.

folklore often depicts banshees as sorrowful spirits.

فولکلور اغلب banshees را به عنوان ارواح غمگین به تصویر می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید