banties

[ایالات متحده]/ˈbænti/
[بریتانیا]/ˈbɑːnti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نژاد مرغ کوچک و تهاجمی
adj. کوچک; ریز; به طرز تهاجمی کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

banty rooster

پرورش خروس بنگالی

banty hen

مرغ بنگالی

a banty breed

نژاد بنگالی

raise banty chicks

پرورش جوجه‌های بنگالی

banty chicken coop

کلبه مرغ بنگالی

جملات نمونه

she raised banty chickens in her backyard.

او مرغ‌های بنگی را در حیاط پشتی خود بزرگ کرد.

banty roosters are known for their loud crowing.

نردهای بنگی به دلیل قارّاس کشیدن بلندشان معروف هستند.

he won a banty chicken competition last year.

او سال گذشته در یک مسابقه مرغ بنگی برنده شد.

banty hens are great for small farms.

مرغ‌های بنگی برای مزارع کوچک عالی هستند.

they decided to breed banty chicks for fun.

آنها تصمیم گرفتند به منظور سرگرمی، جوجه‌های بنگی پرورش دهند.

her banty flock produced colorful eggs.

گله بنگی او تخم‌های رنگارنگی تولید کرد.

banty chickens are often kept as pets.

اغلب مرغ‌های بنگی به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌شوند.

the banty breed is friendly and sociable.

نژاد بنگی دوستانه و معاشرتی است.

many people enjoy watching banty chickens peck around.

بسیاری از مردم از تماشای چنگ زدن مرغ‌های بنگی لذت می‌برند.

he built a coop specifically for his banty birds.

او به طور خاص برای پرندگان بنگی خود یک کلبه ساخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید