baoli

[ایالات متحده]/ˈbaʊli/
[بریتانیا]/ˈbaʊli/

ترجمه

n. برند ژاپنی؛ ساعت کوارتز؛ دوچرخه

عبارات و ترکیب‌ها

have a baoli system

سیستم باولی داشته باشید

baoli standard

استاندارد باولی

meet baoli requirements

نیازمندی‌های باولی را برآورده کنید

baoli certification

گواهی باولی

apply for baoli approval

برای تأیید باولی درخواست دهید

baoli compliance

اینکار باولی

baoli procedures

فرایند باولی

baoli regulations

قوانین باولی

follow baoli guidelines

راهنمای باولی را دنبال کنید

baoli inspection

بررسی باولی

جملات نمونه

he is going to give her a baoli as a gift.

او قصد دارد به او یک بالی به عنوان هدیه بدهد.

the baoli was beautifully wrapped in red paper.

بالی به زیبایی در کاغذ قرمز بسته بندی شده بود.

she received many baoli during the chinese new year celebration.

او در طول جشن نوروز چینی، بسیاری از بالی‌ها را دریافت کرد.

it's customary to give baoli to children on special occasions.

در موقعیت‌های ویژه، ارائه بالی به کودکان رسمی است.

he put the money in a baoli before giving it to his niece.

او پیش از ارائه آن به خاله‌اش، پول را در یک بالی قرار داد.

giving and receiving baoli is part of chinese tradition.

دادن و دریافت بالی بخشی از سنت چینی است.

the amount of money inside a baoli can vary.

میزان پول داخل یک بالی می‌تواند متغیر باشد.

she carefully opened the baoli to see the lucky money inside.

او با دقت بالی را باز کرد تا پول شانسی داخل آن را ببیند.

the baoli symbolizes good luck and prosperity.

بالی نماد خوش شانسی و افاضله است.

he felt happy giving out baoli to his friends and family.

او احساس خوشحالی کرد که بالی را به دوستان و خانواده‌اش ارائه می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید