barbells

[ایالات متحده]/ˈbɑːrbɛl/
[بریتانیا]/ˈbɑːrˌbɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میله‌ای وزنی با وزنه‌هایی که به هر دو انتها متصل شده‌اند، که برای تمرینات وزنه‌برداری استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

barbell curl

جفتی کرل

barbell bench press

پرس سینه با هالتر

lift the barbell

بالا بردن هالتر

barbell squats

اسکات با هالتر

adjust the barbell

تنظیم هالتر

barbell back squat

اسکات پشتی با هالتر

barbell overhead press

پرس سرشانه با هالتر

barbell deadlift

ددلیفت با هالتر

جملات نمونه

i lift a barbell at the gym every morning.

من هر روز صبح در باشگاه یک وزنه بلند می‌کنم.

the barbell helps build muscle strength.

وزنه به ساختن قدرت عضلانی کمک می‌کند.

she prefers using a barbell for her weight training.

او ترجیح می‌دهد از وزنه برای تمرینات قدرتی خود استفاده کند.

he dropped the barbell during his workout.

او وزنه را در حین تمرینش رها کرد.

make sure to use proper form when lifting a barbell.

مطمئن شوید هنگام بلند کردن وزنه فرم مناسب را رعایت کنید.

the barbell was too heavy for her to lift.

وزنه برای بلند کردن او خیلی سنگین بود.

they are setting up a barbell rack in the gym.

آنها در حال نصب قفسه وزنه در باشگاه هستند.

he prefers to train with a barbell rather than dumbbells.

او ترجیح می‌دهد به جای دمبل با وزنه تمرین کند.

the barbell is an essential piece of equipment for weightlifting.

وزنه یک وسیله ضروری برای وزنه برداری است.

she increased the weight on her barbell for better results.

او برای دستیابی به نتایج بهتر، وزن وزنه خود را افزایش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید