riderless

[ایالات متحده]/ˈraɪdə.ləs/
[بریتانیا]/ˈraɪdər.ləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون سوار; بدون صاحب (اسب)

عبارات و ترکیب‌ها

riderless horse

اسب بدون سوار

riderless bike

دوچرخه بدون سوار

riderless vehicle

وسیله نقلیه بدون سوار

riderless train

قطار بدون سوار

riderless drone

پهپاد بدون سوار

riderless cart

چرخ دستی بدون سوار

riderless sled

اسلگ بدون سوار

riderless scooter

اسکوتر بدون سوار

riderless atv

اتوی بدون سوار

riderless robot

ربات بدون سوار

جملات نمونه

the riderless horse galloped through the field.

اسب بی‌سوار از میان مزرعه تاخت.

she watched the riderless bike leaning against the wall.

او دوچرخه بی‌سوار را تکیه داده به دیوار تماشا کرد.

the riderless motorcycle was abandoned on the roadside.

موتورسیکلت بی‌سوار در کنار جاده رها شده بود.

they found a riderless carriage in the old barn.

آنها یک ارابه بی‌سوار را در انبار قدیمی پیدا کردند.

the riderless animals wandered freely in the pasture.

حیوانات بی‌سوار آزادانه در مراتع سرگردانی می‌کردند.

the film featured a dramatic scene with a riderless horse.

فیلم دارای صحنه‌ای دراماتیک با اسبی بی‌سوار بود.

he took a picture of the riderless pony at the fair.

او از یک Pony بی‌سوار در نمایشگاه عکس گرفت.

the riderless sled slid down the snowy hill.

اسلاید بی‌سوار از تپه پوشیده از برف سر خورد.

people were surprised to see a riderless camel in the desert.

مردم از دیدن یک شتر بی‌سوار در صحرا تعجب کردند.

the story began with a riderless bike left on the street.

داستان با دوچرخه‌ای بی‌سوار که در خیابان رها شده بود شروع شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید