bargained for
مذاکره کرد
bargained away
از دست داد در ازای
bargaining for
برای مذاکره
not bargained on
مورد مذاکره نبود
bargained price
قیمت مذاکره شده
bargained agreement
توافق مذاکره شده
bargaining chip
ابزار چانه زنی
bargained position
موقعیت مذاکره شده
bargaining table
میز مذاکره
they bargained hard for a better price.
آنها برای به دست آوردن قیمت بهتر، سخت چانه زنی کردند.
she bargained with the vendor at the market.
او با فروشنده در بازار چانه زنی کرد.
he bargained for more time to finish the project.
او برای اتمام پروژه درخواست زمان بیشتری کرد.
we bargained over the terms of the contract.
ما در مورد شرایط قرارداد چانه زنی کردیم.
they successfully bargained for a discount.
آنها با موفقیت برای دریافت تخفیف چانه زنی کردند.
she felt satisfied after she bargained for a lower price.
او بعد از چانه زنی برای قیمت پایین تر احساس رضایت کرد.
he bargained his way into a better deal.
او با چانه زنی به یک معامله بهتر رسید.
they bargained fiercely during the negotiations.
آنها در طول مذاکرات به شدت چانه زنی کردند.
we bargained for a larger quantity to reduce costs.
ما برای کاهش هزینه ها، برای مقدار بیشتری چانه زنی کردیم.
she always bargained for the best value.
او همیشه برای به دست آوردن بهترین ارزش چانه زنی می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید