bargained

[ایالات متحده]/ˈbɑːɡnɪd/
[بریتانیا]/ˈbɑːrɡnid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vpast زمان گذشته و شکل سوم فعل bargain; پیشنهاد شرایط یا ضوابط در یک مذاکره

عبارات و ترکیب‌ها

bargained for

مذاکره کرد

bargained away

از دست داد در ازای

bargaining for

برای مذاکره

not bargained on

مورد مذاکره نبود

bargained price

قیمت مذاکره شده

bargained agreement

توافق مذاکره شده

bargaining chip

ابزار چانه زنی

bargained position

موقعیت مذاکره شده

bargaining table

میز مذاکره

جملات نمونه

they bargained hard for a better price.

آنها برای به دست آوردن قیمت بهتر، سخت چانه زنی کردند.

she bargained with the vendor at the market.

او با فروشنده در بازار چانه زنی کرد.

he bargained for more time to finish the project.

او برای اتمام پروژه درخواست زمان بیشتری کرد.

we bargained over the terms of the contract.

ما در مورد شرایط قرارداد چانه زنی کردیم.

they successfully bargained for a discount.

آنها با موفقیت برای دریافت تخفیف چانه زنی کردند.

she felt satisfied after she bargained for a lower price.

او بعد از چانه زنی برای قیمت پایین تر احساس رضایت کرد.

he bargained his way into a better deal.

او با چانه زنی به یک معامله بهتر رسید.

they bargained fiercely during the negotiations.

آنها در طول مذاکرات به شدت چانه زنی کردند.

we bargained for a larger quantity to reduce costs.

ما برای کاهش هزینه ها، برای مقدار بیشتری چانه زنی کردیم.

she always bargained for the best value.

او همیشه برای به دست آوردن بهترین ارزش چانه زنی می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید