barnacle

[ایالات متحده]/'bɑːnək(ə)l/
[بریتانیا]/'bɑrnəkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سخت‌پوست دریایی که به سنگ‌ها، زیرکشتی‌ها و غیره چسبیده است.

جملات نمونه

Barnacles attached to the hull of the ship.

خرده‌مرغ‌ها به بدنه کشتی چسبیده بودند.

The old dock was covered in barnacles.

اسکله قدیمی پر از خرده‌مرغ بود.

The rock was encrusted with barnacles.

سنگ با خرده‌مرغ پوشیده شده بود.

The boat's bottom was covered in barnacles.

کف قایق با خرده‌مرغ پوشیده شده بود.

The barnacles were difficult to remove from the pier.

حذف خرده‌مرغ‌ها از اسکله دشوار بود.

The barnacles provided a home for small sea creatures.

خرده‌مرغ‌ها خانه‌ای برای موجودات دریایی کوچک فراهم کردند.

The barnacles clung tightly to the rocks.

خرده‌مرغ‌ها به شدت به سنگ‌ها چسبیدند.

The barnacles were a nuisance for the boat owners.

خرده‌مرغ‌ها برای صاحبان قایق‌ها آزاردهنده بودند.

The barnacles needed to be scraped off the buoy.

خرده‌مرغ‌ها باید از روی شناور پاک شوند.

The barnacles were a sign of neglect on the ship's hull.

خرده‌مرغ‌ها نشانه‌ای از بی‌توجهی به بدنه کشتی بودند.

نمونه‌های واقعی

The dependent person basically becomes a barnacle.

شخص وابسته اساساً به یک خرچنگ دریایی تبدیل می‌شود.

منبع: Psychology Mini Class

These are barnacles and they attach with their heads.

اینها خرچنگ‌های دریایی هستند و با سرهای خود به آنها می‌چسبند.

منبع: CNN Selected April 2016 Collection

So researchers analyzed six years of barnacle goose migratory tracking data.

بنابراین محققان شش سال داده ردیابی مهاجرت خرچنگ‌های دریایی را تجزیه و تحلیل کردند.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American March 2019 Collection

They are covered in sea life like barnacles, shellfish and urchins.

آنها با حیات دریایی مانند خرچنگ‌های دریایی، صدف‌ها و عروس‌های دریایی پوشیده شده‌اند.

منبع: VOA Special English: World

The boat lost some of its parts and it was covered in barnacles.

کشتی تعدادی از قطعات خود را از دست داد و با خرچنگ‌های دریایی پوشیده شده بود.

منبع: VOA Special February 2022 Collection

He fathered ten children, devoted nearly eight years to writing an exhaustive opus on barnacles

او ده فرزند داشت و تقریباً هشت سال را صرف نوشتن یک اثر جامع در مورد خرچنگ‌های دریایی کرد.

منبع: A Brief History of Everything

Which means it 'll soon be time for that annoying ritual, the scraping of the barnacles.

یعنی به زودی زمان آن آیین آزاردهنده، کندن خرچنگ‌های دریایی فرا خواهد رسید.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation July 2013

By the way, this barnacle behavior can manifest in all types of relationships, not just the romantic kind.

به هر حال، این رفتار خرچنگ‌های دریایی می‌تواند در همه نوع روابط، نه فقط روابط عاشقانه، ظاهر شود.

منبع: Psychology Mini Class

Working unattached allows him to dash between waves and reach the lowest rocks, where the biggest barnacles grow.

کار کردن بدون وابستگی به او اجازه می‌دهد تا بین موج‌ها بدود و به پایین‌ترین سنگ‌ها برسد، جایی که بزرگترین خرچنگ‌های دریایی رشد می‌کنند.

منبع: Human Planet

It's goose barnacles they're after, a highly prized delicacy that can sell for 200 euros a kilo.

آنها به دنبال خرچنگ‌های دریایی غاز هستند، یک غذای خوشمزه بسیار ارزشمند که می‌تواند به قیمت 200 یورو در کیلوگرم به فروش برسد.

منبع: Human Planet

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید