barnfuls

[ایالات متحده]/bɑːn.fʊl/
[بریتانیا]/barnfl/

ترجمه

n. مقدار کامل یا کامل از چیزی که در انبار ذخیره شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

barnfuls of fruit

باربسته میوه

جملات نمونه

we filled the barnful of hay before the storm arrived.

ما انبار علوفه را قبل از رسیدن طوفان پر کردیم.

the farmer said he could use a barnful of feed for the livestock.

کشمان گفت که می‌تواند از یک انبار خوراک برای دام استفاده کند.

after the harvest, we had a barnful of vegetables to store.

بعد از برداشت، ما یک انبار سبزیجات برای نگهداری داشتیم.

they decided to sell a barnful of pumpkins at the market.

آنها تصمیم گرفتند یک انبار کدو تنبل را در بازار بفروشند.

it took a barnful of labor to prepare for the festival.

برای آماده شدن برای جشنواره به یک انبار تلاش نیاز بود.

the children played in the barnful of hay during the summer.

کودکان در طول تابستان در انبار علوفه بازی کردند.

we were surprised to find a barnful of old tools in the shed.

ما از یافتن یک انبار ابزار قدیمی در انباری شگفت زده شدیم.

he inherited a barnful of antiques from his grandfather.

او یک انبار عتیقه را از پدربزرگ خود به ارث برد.

with a barnful of resources, the project was a success.

با یک انبار منابع، پروژه موفقیت‌آمیز بود.

they were excited to discover a barnful of vintage cars.

آنها از کشف یک انبار اتومبیل های قدیمی هیجان زده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید