barracuda

[ایالات متحده]/ˌbærə'kuːdə/
[بریتانیا]/ˌbærə''kudə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی دریایی بلند و باریک
Word Forms

جملات نمونه

The barracuda is a fierce predator of the ocean.

ماهی شو تیغی یک شکارچی وحشی اقیانوس است.

Divers should be cautious when swimming in waters known to have barracudas.

غواصان باید هنگام شنا در آب‌هایی که احتمال وجود ماهی شو تیغی در آن وجود دارد، محتاط باشند.

The barracuda's sharp teeth make it a formidable hunter.

دندان‌های تیز ماهی شو تیغی آن را به یک شکارچی قدرتمند تبدیل می‌کند.

Barracudas are known for their sleek, torpedo-shaped bodies.

ماهی شو تیغی به خاطر بدن‌های باریک و به شکل گلوله توپ خود شناخته شده است.

Some species of barracuda can grow up to six feet in length.

برخی از گونه‌های ماهی شو تیغی می‌توانند تا شش فوت طول داشته باشند.

Barracudas are commonly found in tropical and subtropical waters.

ماهی شو تیغی معمولاً در آب‌های گرمسیری و نیمه‌گرمسیری یافت می‌شوند.

The sudden appearance of a barracuda startled the swimmers at the beach.

ظهور ناگهانی ماهی شو تیغی باعث ترس شناگران در ساحل شد.

Anglers enjoy the challenge of catching barracudas due to their strength and speed.

ماهیگیران از چالش گرفتن ماهی شو تیغی به دلیل قدرت و سرعت آن لذت می‌برند.

Barracudas are known to be opportunistic feeders, preying on smaller fish and crustaceans.

ماهی شو تیغی به عنوان تغذیه کننده فرصت طلب شناخته شده اند و بر روی ماهی های کوچکتر و سخت پوستان شکار می کنند.

The barracuda's silver scales shimmered in the sunlight as it glided through the water.

فلس های نقره ای ماهی شو تیغی در نور خورشید می درخشیدند در حالی که از میان آب سر می خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید