| جمع | barrators |
barrator of justice
دادرس عدالت
a legal barrator
دادرس قانونی
become a barrator
تبدیل شدن به دادرس
appoint a barrator
انتصاب یک دادرس
the barrator was found guilty of misleading the court.
وکیل مدافع به گناه گمراه کردن دادگاه گناهکار شناخته شد.
she accused him of being a barrator during the trial.
او متهم کرد که در طول دادگاه وکیل مدافع بوده است.
the barrator's actions led to a lengthy legal battle.
اقدامات وکیل مدافع منجر به یک درگیری قانونی طولانی شد.
in legal terms, a barrator is someone who instigates frivolous lawsuits.
در اصطلاحات حقوقی، وکیل مدافع کسی است که دادخواست های بی اساس را مطرح می کند.
the judge warned the barrator about the consequences of his actions.
قاضی وکیل مدافع را در مورد عواقب اقداماتش هشدار داد.
many consider the barrator a nuisance in the legal system.
بسیاری وکیل مدافع را در سیستم حقوقی آزاردهنده می دانند.
the barrator tried to manipulate the outcome of the case.
وکیل مدافع سعی کرد نتیجه پرونده را دستکاری کند.
legal professionals often deal with barrators in their practice.
متخصصان حقوقی اغلب در طول تمرین خود با وکلای مدافع سر و کار دارند.
the barrator's reputation suffered after the scandal.
شهرت وکیل مدافع پس از رسوایی آسیب دید.
judges must be vigilant against barrators in their courtrooms.
قاضی ها باید در دادگاه های خود در برابر وکلای مدافع هوشیار باشند.
barrator of justice
دادرس عدالت
a legal barrator
دادرس قانونی
become a barrator
تبدیل شدن به دادرس
appoint a barrator
انتصاب یک دادرس
the barrator was found guilty of misleading the court.
وکیل مدافع به گناه گمراه کردن دادگاه گناهکار شناخته شد.
she accused him of being a barrator during the trial.
او متهم کرد که در طول دادگاه وکیل مدافع بوده است.
the barrator's actions led to a lengthy legal battle.
اقدامات وکیل مدافع منجر به یک درگیری قانونی طولانی شد.
in legal terms, a barrator is someone who instigates frivolous lawsuits.
در اصطلاحات حقوقی، وکیل مدافع کسی است که دادخواست های بی اساس را مطرح می کند.
the judge warned the barrator about the consequences of his actions.
قاضی وکیل مدافع را در مورد عواقب اقداماتش هشدار داد.
many consider the barrator a nuisance in the legal system.
بسیاری وکیل مدافع را در سیستم حقوقی آزاردهنده می دانند.
the barrator tried to manipulate the outcome of the case.
وکیل مدافع سعی کرد نتیجه پرونده را دستکاری کند.
legal professionals often deal with barrators in their practice.
متخصصان حقوقی اغلب در طول تمرین خود با وکلای مدافع سر و کار دارند.
the barrator's reputation suffered after the scandal.
شهرت وکیل مدافع پس از رسوایی آسیب دید.
judges must be vigilant against barrators in their courtrooms.
قاضی ها باید در دادگاه های خود در برابر وکلای مدافع هوشیار باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید