barrelled

[ایالات متحده]/ˈbærəl d/
[بریتانیا]/ˈbærəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای بشکه، به ویژه بشکه تفنگ؛ استوانه‌ای؛ پر از بشکه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

barrelled into

وارد شد

barrelled along

همراه با بشکه حرکت کرد

barrelled out

بیرون رفت

barrelled over

روی آن حرکت کرد

barrelled down

به سمت پایین حرکت کرد

barrelled through

از میان آن عبور کرد

barrelled up

به سمت بالا حرکت کرد

barrelled together

همراه با بشکه جمع شدند

barrelled out of

بیرون رفت از

barrelled with

همراه با بشکه

جملات نمونه

the car barrelled down the highway at incredible speed.

خودرو با سرعت باورنکردنی در بزرگراه به حرکت ادامه داد.

she barrelled through the crowd to reach her friend.

او برای رسیدن به دوستش از میان جمعیت عبور کرد.

the storm barrelled into the town, causing widespread damage.

طوفان با خسارت گسترده وارد شهر شد.

he barrelled his way into the meeting without knocking.

او بدون زدن در وارد جلسه شد.

the children barrelled down the hill on their sleds.

کودکان با سورتمه از تپه به پایین سر خوردند.

she barrelled through her homework in record time.

او تکالیف خود را در مدت زمان کوتاهی به پایان رساند.

the athlete barrelled past his competitors to win the race.

ورزشکار از رقبای خود پیشی گرفت تا برنده مسابقه شود.

the train barrelled into the station, ready to pick up passengers.

قطار وارد ایستگاه شد و آماده سوار کردن مسافران بود.

he barrelled through the door, excited to share the news.

او با هیجان از در عبور کرد تا خبر را به اشتراک بگذارد.

the dog barrelled after the ball, eager to fetch it.

سگ با اشتیاق به دنبال توپ دوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید