barrs

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مانع، مانع؛
v. مانع شدن، موانع ایجاد کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

barricade

نقطه امن

barrier

حائل

barrister

وکیل

barrel

بشکه

barrier-free

عاری از موانع

barren land

زمین بایر

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید