baseliners

[ایالات متحده]/ˈbeɪsˌlaɪnər/
[بریتانیا]/ˈbeɪsˌlaɪnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازیکنی که معمولاً از خط پایانی در تنیس یا سایر ورزش‌های راکتی بازی می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

baseliner in tennis

بازیکن خط پایه در تنیس

baseliner's role

نقش بازیکن خط پایه

a strong baseliner

یک بازیکن خط پایه قوی

جملات نمونه

the baseliner provides a reference for measuring progress.

خط مبنا یک نقطه مرجع برای سنجش پیشرفت ارائه می‌دهد.

we need to establish a baseliner before starting the project.

ما باید قبل از شروع پروژه یک خط مبنا تعیین کنیم.

the baseliner helps in comparing future results.

خط مبنا در مقایسه نتایج آینده کمک می‌کند.

using a baseliner can improve our analysis.

استفاده از یک خط مبنا می‌تواند تحلیل ما را بهبود بخشد.

every team member should understand the baseliner's role.

هر یک از اعضای تیم باید نقش خط مبنا را درک کنند.

the baseliner is crucial for effective project management.

خط مبنا برای مدیریت پروژه مؤثر بسیار مهم است.

adjusting the baseliner may be necessary as conditions change.

با تغییر شرایط، تنظیم خط مبنا ممکن است ضروری باشد.

we will review the baseliner every quarter.

ما خط مبنا را هر سه ماهه بررسی خواهیم کرد.

the baseliner can help identify areas needing improvement.

خط مبنا می‌تواند به شناسایی زمینه‌هایی که نیاز به بهبود دارند کمک کند.

incorporating a baseliner into our strategy is essential.

گنجاندن یک خط مبنا در استراتژی ما ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید