baste the turkey
بسته کردن گوشت بوقلمون
basted him with a stick;
او را با یک چوب آغشته کرد؛
The paper baste the candidate for irresponsible statement.
روزنامه، نامزد را به دلیل اظهارات غیرمسئولانه آغشته کرد.
The turkey is basted to keep it from drying out.
غاز به منظور جلوگیری از خشک شدن آن آغشته میشود.
Meat is basted to keep it from drying out and to improve its flavour.
گوشت برای جلوگیری از خشک شدن و بهبود طعم آن آغشته میشود.
If he’s rude to me again, I’ll baste his coat.
اگر دوباره با من بی احترامی کرد، کت او را آغشته خواهم کرد.
The volcanogenic deposits hosted in differential yolcanic rock series and cogenetic deposits hosted in undifferential baste volcanic rock series have been divided and studied in this paper.
رسوبات آتشفشانی که در سری سنگهای آتشفشانی تفاضلی و رسوبات همزمان که در سری سنگهای آتشفشانی غیرتفاضلی میزبانی میشوند، در این مقاله تقسیم و مورد مطالعه قرار گرفتهاند.
baste the turkey
بسته کردن گوشت بوقلمون
basted him with a stick;
او را با یک چوب آغشته کرد؛
The paper baste the candidate for irresponsible statement.
روزنامه، نامزد را به دلیل اظهارات غیرمسئولانه آغشته کرد.
The turkey is basted to keep it from drying out.
غاز به منظور جلوگیری از خشک شدن آن آغشته میشود.
Meat is basted to keep it from drying out and to improve its flavour.
گوشت برای جلوگیری از خشک شدن و بهبود طعم آن آغشته میشود.
If he’s rude to me again, I’ll baste his coat.
اگر دوباره با من بی احترامی کرد، کت او را آغشته خواهم کرد.
The volcanogenic deposits hosted in differential yolcanic rock series and cogenetic deposits hosted in undifferential baste volcanic rock series have been divided and studied in this paper.
رسوبات آتشفشانی که در سری سنگهای آتشفشانی تفاضلی و رسوبات همزمان که در سری سنگهای آتشفشانی غیرتفاضلی میزبانی میشوند، در این مقاله تقسیم و مورد مطالعه قرار گرفتهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید