batallions

[ایالات متحده]/bəˈtæl.jənz/
[بریتانیا]/bəˈtæl.jənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از افراد که به منظور کار کردن با هم سازماندهی شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

batallions advanced

پیشروی نیروهای نظامی

enemy batallions

نیروهای دشمن

multiple batallions

چندین نیروی نظامی

batallions deployed

نیروهای نظامی مستقر شده

facing batallions

نیروهای مواجه

charging batallions

نیروهای حمله کننده

batallions assembled

نیروهای نظامی جمع شده

reinforcing batallions

نیروهای تقویت شده

batallions positioned

نیروهای نظامی موقعیت گرفته شده

opposing batallions

نیروهای مخالف

جملات نمونه

the general ordered three infantry batallions to advance at dawn.

سرگرم فرمانده سه باتالیون پیاده‌رو را دستور داد تا در صبح پیش بروند.

elite batallions from the capital arrived to reinforce the border defenses.

باتالیون‌های انتخابی از پایتخت به دفاع مرزی کمک کردند.

several batallions coordinated their assault on the fortified position.

چندین باتالیون حمله‌ای خود را به موقعیت تقویت شده هماهنگ کردند.

the army deployed two mechanized batallions to the strategic mountain pass.

نیروی نظامی دو باتالیون مکانیزه را به مسیر کوهستانی استراتژیک اعزام کرد.

volunteer batallions formed quickly as citizens responded to the crisis.

باتالیون‌های داوطلب به سرعت تشکیل شدند زیرا شهروندان به بحران پاسخ گفتند.

tank batallions led the breakthrough that shattered enemy lines.

باتالیون‌های تانک حمله‌ای را رهبری کردند که خطوط دشمن را شکست داد.

the battle-hardened batallions held their ground despite heavy casualties.

باتالیون‌های تجربه‌یافته با وجود خسارات سنگین جای خود را حفظ کردند.

airborne batallions parachuted behind enemy positions under cover of darkness.

باتالیون‌های پاراچوتی در تاریکی به پشت موقعیت‌های دشمن پرتاب شدند.

the commander praised all batallions for their bravery in the fierce fighting.

فرمانده تمام باتالیون‌ها را به خاطر شجاعت آنها در جنگ سخت تقدیم کرد.

multiple batallions participated in the massive military parade through the capital.

چندین باتالیون در راهپیمایی نظامی بزرگ از طریق پایتخت شرکت کردند.

reinforced batallions prepared defensive positions along the riverbank.

باتالیون‌های تقویت شده در کنار رودخانه موقعیت‌های دفاعی آماده کردند.

the general inspected the troops as the batallions marched past.

سرگرم در حالی که باتالیون‌ها عبور می‌کردند، نیروها را بازدید کرد.

medical batallions provided critical support during the long campaign.

باتالیون‌های پزشکی در طول کمپین طولانی حمایت حیاتی فراهم کردند.

armored batallions advanced steadily through the difficult terrain.

باتالیون‌های pancet به طور پیوسته از طریق زمین‌های دشوار پیش رفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید