bathan

[ایالات متحده]/bɑːʃən/
[بریتانیا]/bæʃən/

ترجمه

n. باشان – یک منطقه کوهستانی در چین (سیچوآن و شانشی).
شکل‌های واژه
جمعbathans

جملات نمونه

the small boat battled through the heavy bathan.

کشتی کوچک در برابر باد شدید باتان می‌جنگید.

the sea bathan began to roll in from the horizon.

باتان دریا از افق شروع به حرکت کرد.

fishermen are wary of navigating through a summer bathan.

صیادان ماهی از عبور از باتان تابستانی می‌ترسند.

a thick bathan obscured the coastline completely.

باتان گустاخی ساحل را کاملاً پوشانید.

the morning bathan lingered over the calm water.

باتان صبحگاهی روی آب آرام به طول انجامید.

we waited for the bathan to lift before setting sail.

ما منتظر این بودیم که باتان از بین برود تا از سفر خود شروع کنیم.

the bathan swallowed the distant headland.

باتان ساحل دور را می‌بلعید.

navigating a coastal bathan requires great skill.

عبور از باتان ساحلی نیاز به مهارت زیادی دارد.

the sudden bathan reduced visibility to near zero.

باتان ناگهانی دید را به صفر نزدیک کرد.

a cold bathan drifted across the surface of the bay.

باتان سردی از روی سطح خلیج عبور کرد.

the old sailor could smell the bathan before it arrived.

کشتی‌گر قدیمی می‌توانست باتان را قبل از رسیدن به بویش برساند.

the steamer sounded its whistle to warn ships in the bathan.

کشتی بخار با فیفر خود به کشتی‌های در باتان هشدار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید