batterings of criticism
تحمل انتقادات
years of batterings
سالها تحمل
the boxer endured many batterings in the ring.
бокسُر در طول مسابقه ضرب و شتمهای زیادی را تحمل کرد.
the storm caused batterings to the coastal buildings.
طوفان باعث ضرب و شتم به ساختمانهای ساحلی شد.
after several batterings, the car was finally declared a total loss.
پس از چندین ضرب و شتم، خودرو سرانجام به عنوان غرامت کامل اعلام شد.
he received emotional batterings from constant criticism.
او از انتقادات مداوم ضربههای عاطفی دریافت کرد.
the team faced batterings from their opponents throughout the season.
در طول فصل، تیم با ضرب و شتم از طرف حریفان روبرو شد.
her confidence took batterings after the failed presentation.
اعتماد به نفس او پس از ارائه ناموفق ضرب و شتم شد.
the old house showed signs of batterings from years of neglect.
خانه قدیمی نشانههایی از ضرب و شتم ناشی از سالها بیتوجهی نشان میداد.
he learned to cope with the batterings of life.
او یاد گرفت که با ضرب و شتم زندگی کنار بیاید.
the batterings of the waves eroded the cliff over time.
ضرب و شتم امواج در طول زمان صخره را فرسوده کرد.
she described the batterings she faced during her childhood.
او ضرب و شتمهایی که در دوران کودکی با آنها روبرو شد را توصیف کرد.
batterings of criticism
تحمل انتقادات
years of batterings
سالها تحمل
the boxer endured many batterings in the ring.
бокسُر در طول مسابقه ضرب و شتمهای زیادی را تحمل کرد.
the storm caused batterings to the coastal buildings.
طوفان باعث ضرب و شتم به ساختمانهای ساحلی شد.
after several batterings, the car was finally declared a total loss.
پس از چندین ضرب و شتم، خودرو سرانجام به عنوان غرامت کامل اعلام شد.
he received emotional batterings from constant criticism.
او از انتقادات مداوم ضربههای عاطفی دریافت کرد.
the team faced batterings from their opponents throughout the season.
در طول فصل، تیم با ضرب و شتم از طرف حریفان روبرو شد.
her confidence took batterings after the failed presentation.
اعتماد به نفس او پس از ارائه ناموفق ضرب و شتم شد.
the old house showed signs of batterings from years of neglect.
خانه قدیمی نشانههایی از ضرب و شتم ناشی از سالها بیتوجهی نشان میداد.
he learned to cope with the batterings of life.
او یاد گرفت که با ضرب و شتم زندگی کنار بیاید.
the batterings of the waves eroded the cliff over time.
ضرب و شتم امواج در طول زمان صخره را فرسوده کرد.
she described the batterings she faced during her childhood.
او ضرب و شتمهایی که در دوران کودکی با آنها روبرو شد را توصیف کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید