battier

[ایالات متحده]/ˈbætɪər/
[بریتانیا]/ˈbæt.iɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر دیوانه یا غیرعادی

عبارات و ترکیب‌ها

go battier

برو باتری

battier than ever

باتری‌تر از همیشه

he's gone battier.

او دیوانه شده است.

جملات نمونه

she became battier with each passing day.

او با گذشت هر روز، عصبی‌تر می‌شد.

his battier ideas often surprised his friends.

ایده‌های عجیب و غریب او اغلب دوستانش را شگفت‌زده می‌کرد.

after the argument, he seemed even battier than usual.

بعد از بحث، او حتی از همیشه عصبی‌تر به نظر می‌رسید.

the battier the plan, the more fun it is.

هرچه طرح عجیب‌تر باشد، بیشتر سرگرم‌کننده است.

she has a battier sense of humor than anyone i know.

او از هر کسی که می‌شناسم، حس شوخ‌طبعی عجیب‌تری دارد.

his battier behavior was hard to ignore.

رفتار عجیب و غریب او قابل چشم‌پوشی نبود.

they laughed at his battier ideas during the meeting.

آنها در طول جلسه، به ایده‌های عجیب و غریب او خندیدند.

she always has the battier suggestions for our trips.

او همیشه پیشنهادهای عجیب و غریب برای سفر ما دارد.

the battier the situation, the more creative he becomes.

هرچه شرایط عجیب‌تر باشد، او خلاق‌تر می‌شود.

his battier antics kept everyone entertained.

رفتارهای عجیب و غریب او همه را سرگرم می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید