be braver
شجاعتر باش
braver now
هماکنون شجاعتر
feeling braver
احساس شجاعت بیشتری دارم
grow braver
شجاعتر شو
be braver still
همچنان شجاعتر باش
seem braver
شجاعتر به نظر میرسد
braver than
شجاعتر از
acting braver
شجاعتر رفتار کن
be braver now
هماکنون شجاعتر باش
braver choices
انتخابهای شجاعتر
she's become much braver since starting her new job.
او از زمان شروع کار جدیدش خیلی بیشتر جُرأت کرده است.
it takes a braver person to speak out against injustice.
برای گفتن نارضایتی در برابر نابرابری، یک فرد جُرآتمندتر لازم است.
he was surprisingly braver than i expected him to be.
او از آنچه انتظار داشتم، خیلی بیشتر جُرأت کرد.
the children were braver than they initially appeared.
کودکان از آنچه اول به نظر میرسید، بیشتر جُرأت داشتند.
we need to be braver in pursuing our dreams.
ما باید در دستیابی به رویاهایمان جُرأت بیشتری داشته باشیم.
she's a braver leader, making tough decisions without hesitation.
او یک رهبر جُرآتمندتر است که تصمیمهای سخت را بدون تردید میگیرد.
to succeed, you need to be braver and take risks.
برای موفق شدن، شما باید جُرآت بیشتری داشته باشید و ریسکها را بپذیرید.
he felt braver after confiding in his best friend.
پس از افشا کردن احساساتش به بهترین دوستش، او احساس جُرآت بیشتری کرد.
being braver doesn't mean being fearless, but facing your fears.
جُرآت بودن به معنای بی страх نبودن است، بلکه مواجهه با ترسهای خود است.
she was braver than most people in that situation.
او در آن موقعیت جُرآت بیشتری نشان داد از بیشتر مردم.
it's important to be braver and stand up for what you believe in.
مهم است که جُرآت بیشتری داشته باشید و برای آنچه باور دارید ایستادگی کنید.
be braver
شجاعتر باش
braver now
هماکنون شجاعتر
feeling braver
احساس شجاعت بیشتری دارم
grow braver
شجاعتر شو
be braver still
همچنان شجاعتر باش
seem braver
شجاعتر به نظر میرسد
braver than
شجاعتر از
acting braver
شجاعتر رفتار کن
be braver now
هماکنون شجاعتر باش
braver choices
انتخابهای شجاعتر
she's become much braver since starting her new job.
او از زمان شروع کار جدیدش خیلی بیشتر جُرأت کرده است.
it takes a braver person to speak out against injustice.
برای گفتن نارضایتی در برابر نابرابری، یک فرد جُرآتمندتر لازم است.
he was surprisingly braver than i expected him to be.
او از آنچه انتظار داشتم، خیلی بیشتر جُرأت کرد.
the children were braver than they initially appeared.
کودکان از آنچه اول به نظر میرسید، بیشتر جُرأت داشتند.
we need to be braver in pursuing our dreams.
ما باید در دستیابی به رویاهایمان جُرأت بیشتری داشته باشیم.
she's a braver leader, making tough decisions without hesitation.
او یک رهبر جُرآتمندتر است که تصمیمهای سخت را بدون تردید میگیرد.
to succeed, you need to be braver and take risks.
برای موفق شدن، شما باید جُرآت بیشتری داشته باشید و ریسکها را بپذیرید.
he felt braver after confiding in his best friend.
پس از افشا کردن احساساتش به بهترین دوستش، او احساس جُرآت بیشتری کرد.
being braver doesn't mean being fearless, but facing your fears.
جُرآت بودن به معنای بی страх نبودن است، بلکه مواجهه با ترسهای خود است.
she was braver than most people in that situation.
او در آن موقعیت جُرآت بیشتری نشان داد از بیشتر مردم.
it's important to be braver and stand up for what you believe in.
مهم است که جُرآت بیشتری داشته باشید و برای آنچه باور دارید ایستادگی کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید