| جمع | bazars |
we visited the local bazar to buy fresh produce.
ما از بازار محلی برای خرید محصولات تازه بازدید کردیم.
the bazar was bustling with people and colorful stalls.
بازار مملو از مردم و غرفه های رنگارنگ بود.
she found a beautiful scarf at the bazar.
او یک روسری زیبا در بازار پیدا کرد.
the bazar offers a variety of handmade crafts.
بازار انواع صنایع دستی را ارائه می دهد.
he loves to haggle for the best prices at the bazar.
او عاشق چانه زنی برای بهترین قیمت در بازار است.
the bazar is a great place to find unique gifts.
بازار جای خوبی برای پیدا کردن هدایای منحصر به فرد است.
we enjoyed delicious street food at the bazar.
ما از خوردن غذای خیابانی خوشمزه در بازار لذت بردیم.
there was live music at the bazar, creating a festive atmosphere.
موسیقی زنده در بازار پخش می شد و فضایی جشن گونه ایجاد می کرد.
the bazar closes early on sundays.
بازار در روزهای یکشنبه زودتر تعطیل می شود.
we visited the local bazar to buy fresh produce.
ما از بازار محلی برای خرید محصولات تازه بازدید کردیم.
the bazar was bustling with people and colorful stalls.
بازار مملو از مردم و غرفه های رنگارنگ بود.
she found a beautiful scarf at the bazar.
او یک روسری زیبا در بازار پیدا کرد.
the bazar offers a variety of handmade crafts.
بازار انواع صنایع دستی را ارائه می دهد.
he loves to haggle for the best prices at the bazar.
او عاشق چانه زنی برای بهترین قیمت در بازار است.
the bazar is a great place to find unique gifts.
بازار جای خوبی برای پیدا کردن هدایای منحصر به فرد است.
we enjoyed delicious street food at the bazar.
ما از خوردن غذای خیابانی خوشمزه در بازار لذت بردیم.
there was live music at the bazar, creating a festive atmosphere.
موسیقی زنده در بازار پخش می شد و فضایی جشن گونه ایجاد می کرد.
the bazar closes early on sundays.
بازار در روزهای یکشنبه زودتر تعطیل می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید