a beaklike snout
فضای شبیه نوک
beaklike structure
ساختار شبیه نوک
a beaklike appendage
الحاقهای شبیه نوک
beaklike protrusion
برآمدگی شبیه نوک
a beaklike projection
پیشنمایش شبیه نوک
beaklike mandibles
دندانکشیهای شبیه نوک
a beaklike form
یک شکل شبیه نوک
beaklike features
ویژگیهای شبیه نوک
the bird has a beaklike structure that helps it catch fish.
پرنده دارای ساختاری شبیه به نوک است که به آن کمک می کند ماهی بگیرد.
her nose was beaklike, giving her a unique appearance.
بینی او شبیه به نوک بود و چهره ای منحصر به فرد به او می داد.
the dinosaur was known for its beaklike mouth, perfect for eating plants.
دایناسور به خاطر دهانش که شبیه به نوک بود و برای خوردن گیاهان مناسب بود، شناخته شده بود.
some insects have beaklike mouthparts for piercing plants.
برخی از حشرات قطعات دهانی شبیه به نوک دارند تا بتوانند گیاهان را سوراخ کنند.
the sculpture featured a beaklike design that resembled a bird.
مجسمه دارای طرحی شبیه به نوک بود که شبیه یک پرنده بود.
his beaklike chin made him look quite distinctive.
چانه شبیه به نوکش باعث می شد که چهره ای بسیار متمایز به نظر برسد.
the ancient creature had a beaklike feature that intrigued scientists.
آن موجود باستانی دارای ویژگی شبیه به نوک بود که دانشمندان را مجذوب خود کرد.
the bird's beaklike appendage was adapted for cracking seeds.
اندام شبیه به نوک پرنده برای شکستن دانهها سازگار شده بود.
her beaklike nose reminded me of a hawk.
بینی شبیه به نوکش من را به یک شاهین یاد می کرد.
the artist painted a beaklike figure in the center of the canvas.
هنرمند یک چهره شبیه به نوک را در مرکز بوم نقاشی کشید.
a beaklike snout
فضای شبیه نوک
beaklike structure
ساختار شبیه نوک
a beaklike appendage
الحاقهای شبیه نوک
beaklike protrusion
برآمدگی شبیه نوک
a beaklike projection
پیشنمایش شبیه نوک
beaklike mandibles
دندانکشیهای شبیه نوک
a beaklike form
یک شکل شبیه نوک
beaklike features
ویژگیهای شبیه نوک
the bird has a beaklike structure that helps it catch fish.
پرنده دارای ساختاری شبیه به نوک است که به آن کمک می کند ماهی بگیرد.
her nose was beaklike, giving her a unique appearance.
بینی او شبیه به نوک بود و چهره ای منحصر به فرد به او می داد.
the dinosaur was known for its beaklike mouth, perfect for eating plants.
دایناسور به خاطر دهانش که شبیه به نوک بود و برای خوردن گیاهان مناسب بود، شناخته شده بود.
some insects have beaklike mouthparts for piercing plants.
برخی از حشرات قطعات دهانی شبیه به نوک دارند تا بتوانند گیاهان را سوراخ کنند.
the sculpture featured a beaklike design that resembled a bird.
مجسمه دارای طرحی شبیه به نوک بود که شبیه یک پرنده بود.
his beaklike chin made him look quite distinctive.
چانه شبیه به نوکش باعث می شد که چهره ای بسیار متمایز به نظر برسد.
the ancient creature had a beaklike feature that intrigued scientists.
آن موجود باستانی دارای ویژگی شبیه به نوک بود که دانشمندان را مجذوب خود کرد.
the bird's beaklike appendage was adapted for cracking seeds.
اندام شبیه به نوک پرنده برای شکستن دانهها سازگار شده بود.
her beaklike nose reminded me of a hawk.
بینی شبیه به نوکش من را به یک شاهین یاد می کرد.
the artist painted a beaklike figure in the center of the canvas.
هنرمند یک چهره شبیه به نوک را در مرکز بوم نقاشی کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید