beamier

[ایالات متحده]/ˈbiːmi/
[بریتانیا]/ˈbiːmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. درخشان و تابناک؛ عریض مانند پرتو؛ دارای بدنه عریض (کشتی)

عبارات و ترکیب‌ها

beamy smile

لبخند دندان‌نمایان

beamy eyes

چشمان درخشان

beamy face

چهره‌ی درخشان

a beamy greeting

سلام گرم

beamy disposition

خوش‌مزاجی

beamy lights

چراغ‌های درخشان

a beamy reflection

بازتاب درخشان

beamy aura

هاله‌ی درخشان

a beamy sunset

غروب خورشید درخشان

جملات نمونه

the beamy smile on her face lit up the room.

لبخند پهن روی صورتش، اتاق را روشن کرد.

he gave a beamy greeting as he entered the party.

او با خوشحالی وارد مهمانی شد.

the beamy sun shone brightly over the beach.

خورشید درخشان و پهن روی ساحل می‌تابید.

her beamy personality makes her very popular.

شخصیت پرانرژی او باعث شده که بسیار محبوب باشد.

he had a beamy expression after winning the game.

او بعد از بردن بازی، چهره‌ای شاد و خندان داشت.

the children had beamy faces while opening their gifts.

کودکان در حالی که هدایایشان را باز می‌کردند، چهره‌هایی خندان داشتند.

she walked in with a beamy attitude, ready to take on the day.

او با روحیه‌ای مثبت و با نشاط وارد شد و آماده بود تا روز را شروع کند.

his beamy laughter filled the air with joy.

خنده‌های شادش، هوا را با شادی پر کرد.

the beamy colors of the sunset were breathtaking.

رنگ‌های پهن غروب خورشید، نفس‌گیر بودند.

she always has a beamy outlook on life.

او همیشه نگاهی مثبت به زندگی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید