beaming smile
لبخند جالب
beaming with joy
با خوشحالی بدرخیدن
beaming face
چهرهی خندان
laser beam
لیزر پرتو
electron beam
پرتوی الکترون
concrete beam
پرتوی بتن
on the beam
روی پرتو
ion beam
پرتوی یونی
cantilever beam
پرتوی کنسولی
gaussian beam
پرتوی گاوسی
continuous beam
پرتوی پیوسته
light beam
پرتوی نور
box beam
پرتوی جعبهای
walking beam
پرتوی متحرک
beam on
روشن کردن پرتو
composite beam
پرتوی کامپوزیتی
main beam
پرتوی اصلی
beam structure
ساختار پرتو
beam of light
پرتوی نور
steel beam
پرتوی فولادی
electron beam welding
جوشکاری با پرتو الکترونی
balance beam
پرتوی تعادل
curved beam
پرتوی منحنی
beaming a distress signal into space.
ارسال یک سیگنال اضطراری به فضا.
he had a big beaming smile on his coupon.
او لبخند بزرگی روی کوپن خود داشت.
He pretended profundity by eye-beamings at people.
او با نگاه کردن به مردم، عمق را جعل کرد.
the TV company begins beaming into homes in the new year.
شرکت تلویزیونی شروع به پخش در خانهها در سال جدید میکند.
Surrounded with pavonine tropical-fish, beaming,
احاطه شده با ماهیهای گرمسیری پاوونین، با لبخند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید