beanballs

[ایالات متحده]/biːnˈbɔːlz/
[بریتانیا]/biːnˈbɑːlz/

ترجمه

n. توپ پرتاب شده به سمت سر یک شخص، اغلب به عنوان شوخی یا در خشم

عبارات و ترکیب‌ها

throw beanballs

پرتاب توپ‌های سریع

beanball special

ویژه توپ سریع

beanballs and fastballs

توپ‌های سریع و توپ‌های پرتابی

keep throwing beanballs

به پرتاب توپ‌های سریع ادامه دهید

beanballs are dangerous

توپ‌های سریع خطرناک هستند

the beanball controversy

جنجال مربوط به توپ سریع

جملات نمونه

we enjoyed delicious beanballs at the restaurant.

ما از خوردن توپ‌های لوبیا خوشمزه در رستوران لذت بردیم.

she made a batch of spicy beanballs for the party.

او یک دسته توپ لوبیا تند برای مهمانی درست کرد.

beanballs are a popular snack in many cultures.

توپ‌های لوبیا یک میان وعده محبوب در بسیاری از فرهنگ‌ها هستند.

he dipped the beanballs in sauce before eating.

او قبل از خوردن، توپ‌های لوبیا را در سس زد.

we are planning to make beanballs for dinner tonight.

ما قصد داریم امشب برای شام توپ لوبیا درست کنیم.

she learned how to cook beanballs from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه توپ‌های لوبیا را از مادربزرگش درست کند.

beanballs can be served with rice or noodles.

می‌توان توپ‌های لوبیا را با برنج یا رشته فر به سرو کرد.

they sell frozen beanballs at the supermarket.

آنها توپ‌های لوبیا منجمد را در سوپرمارکت می‌فروشند.

he prefers vegetarian beanballs over meat ones.

او ترجیح می‌دهد توپ‌های لوبیا گیاهی را به توپ‌های لوبیا گوشتی.

we tried different sauces with our beanballs.

ما سس‌های مختلف را با توپ‌های لوبیا خود امتحان کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید