beards

[ایالات متحده]/bɜːrds/
[بریتانیا]/bərdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع ریش، مویی که بر روی چانه و قسمت پایین صورت رشد می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

grow a beard

پرورش سبیل

beards of distinction

سبیل‌های متمایز

trim one's beards

آرايش سبیل

bearded dragon

اژدهای باریک‌سنگ

beards and wrinkles

سبیل و چین و چروک

beard oil

روغن سبیل

beard style

سبک سبیل

جملات نمونه

he has long, flowing beards that he takes great pride in.

او دارای ریش‌های بلند و آویزان است که به آن‌ها افتخار می‌کند.

many men choose to grow beards for a more masculine appearance.

بسیاری از مردان برای داشتن ظاهری مردانه تر، انتخاب می‌کنند که ریش بپرورانند.

beards can be styled in various ways, from rugged to sophisticated.

می‌توان ریش‌ها را به روش‌های مختلف، از زمخت تا ظریف، مدل کرد.

he often receives compliments on his well-groomed beards.

او اغلب به خاطر ریش‌های مرتب و آراسته‌اش، تعریف می‌شنود.

beards have become a popular trend among young men in recent years.

در سال‌های اخیر، ریش‌ها به یک ترند محبوب در بین جوانان تبدیل شده‌اند.

some cultures view beards as a sign of wisdom and maturity.

برخی از فرهنگ‌ها ریش‌ها را نشانه‌ای از خرد و بلوغ می‌دانند.

he decided to shave off his beards for a fresh start.

او تصمیم گرفت برای شروعی دوباره، ریش‌هایش را بتراشد.

beards can sometimes trap food and require regular cleaning.

گاهی اوقات ریش‌ها می‌توانند غذا را به دام بیندازند و نیاز به تمیز کردن منظم دارند.

he likes to experiment with different styles of beards.

او دوست دارد با سبک‌های مختلف ریش‌ها آزمایش کند.

beards can be a great way to express personal style.

ریش‌ها می‌توانند راهی عالی برای بیان سبک شخصی باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید