beastings

[ایالات متحده]/biːstɪŋz/
[بریتانیا]/beestings/

ترجمه

n. اولین شیری که یک گاو پس از زایمان تولید می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

beastings of fury

خشم‌گري‌ها

release your beastings

خشم‌گري‌هاي خود را آزاد کنيد

subdue the beastings

خشم‌گري‌ها را رام کنيد

control your beastings

خشم‌گري‌هاي خود را کنترل کنيد

unleash the beastings

خشم‌گري‌ها را رها کنيد

beastings of passion

خشم‌گري‌هاي اشتياق

taming the beastings

رام کردن خشم‌گري‌ها

beastings of instinct

خشم‌گري‌هاي غريزه

جملات نمونه

beastings can be a challenging time for farmers.

تولد حیوانات می‌تواند زمان چالش‌برانگیزی برای کشاورزان باشد.

monitoring beastings is essential for livestock health.

نظارت بر تولد حیوانات برای سلامت دام ضروری است.

she documented the beastings for her research project.

او تولد حیوانات را برای پروژه تحقیقاتی خود مستند کرد.

understanding beastings helps improve breeding practices.

درک از تولد حیوانات به بهبود روش‌های پرورش کمک می‌کند.

farmers often prepare for beastings in the spring.

کشاورزان اغلب برای تولد حیوانات در بهار آماده می‌شوند.

beastings require careful observation and care.

تولد حیوانات نیاز به مشاهده و مراقبت دقیق دارد.

she was excited about the upcoming beastings on the farm.

او از تولد حیوانات آینده در مزرعه هیجان‌زده بود.

beastings can affect the overall productivity of the farm.

تولد حیوانات می‌تواند بهره‌وری کلی مزرعه را تحت تأثیر قرار دهد.

he shared tips on managing beastings effectively.

او نکاتی در مورد مدیریت مؤثر تولد حیوانات به اشتراک گذاشت.

beastings are often celebrated in rural communities.

تولد حیوانات اغلب در جوامع روستایی جشن گرفته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید