becalm the mind
آرام کردن ذهن
becalm the sea
آرام کردن دریا
The ship was becalmed for three days.
کشتی به مدت سه روز بیحرکت بود.
becalm (To make calm or still;soothe.
بیحرکت کردن (آرام کردن یا ثابت کردن؛ تسکین دادن)
becalm the mind
آرام کردن ذهن
becalm the sea
آرام کردن دریا
The ship was becalmed for three days.
کشتی به مدت سه روز بیحرکت بود.
becalm (To make calm or still;soothe.
بیحرکت کردن (آرام کردن یا ثابت کردن؛ تسکین دادن)
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید