becalm

[ایالات متحده]/bɪ'kɑːm/
[بریتانیا]/bɪˈkɑm/

ترجمه

vt. آرام کردن; ساکت کردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلbecalmed
زمان گذشتهbecalmed
شکل سوم شخص مفردbecalms

عبارات و ترکیب‌ها

becalm the mind

آرام کردن ذهن

becalm the sea

آرام کردن دریا

جملات نمونه

The ship was becalmed for three days.

کشتی به مدت سه روز بی‌حرکت بود.

becalm (To make calm or still;soothe.

بی‌حرکت کردن (آرام کردن یا ثابت کردن؛ تسکین دادن)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید