beckoned to her
به او دعوت شد
beckoned him forward
او را به جلو دعوت کرد
the teacher beckoned the students to come forward.
معلم از دانشآموزان خواست جلو بیایند.
she beckoned him with a smile.
او با لبخندی از او خواست جلو بیاید.
the beautiful scenery beckoned us to explore.
مناظر زیبای اطراف ما را به کاوش ترغیب کرد.
he beckoned the waiter for the bill.
او از پیشخدمت خواست که صورتحساب را بیاورد.
the mysterious sound beckoned her to investigate.
صدای مرموز او را به تحقیق و بررسی ترغیب کرد.
the warm light from the window beckoned me inside.
نور گرم از پنجره مرا به داخل دعوت کرد.
she beckoned him to sit beside her.
او از او خواست کنارش بنشیند.
the adventure beckoned him to take a leap of faith.
ماجراجویی او را به انجام یک اقدام جسورانه ترغیب کرد.
the distant hills beckoned us for a hike.
تپههای دوردست ما را برای پیادهروی ترغیب کردند.
the opportunity beckoned him to change his life.
فرصت او را به تغییر زندگیاش ترغیب کرد.
beckoned to her
به او دعوت شد
beckoned him forward
او را به جلو دعوت کرد
the teacher beckoned the students to come forward.
معلم از دانشآموزان خواست جلو بیایند.
she beckoned him with a smile.
او با لبخندی از او خواست جلو بیاید.
the beautiful scenery beckoned us to explore.
مناظر زیبای اطراف ما را به کاوش ترغیب کرد.
he beckoned the waiter for the bill.
او از پیشخدمت خواست که صورتحساب را بیاورد.
the mysterious sound beckoned her to investigate.
صدای مرموز او را به تحقیق و بررسی ترغیب کرد.
the warm light from the window beckoned me inside.
نور گرم از پنجره مرا به داخل دعوت کرد.
she beckoned him to sit beside her.
او از او خواست کنارش بنشیند.
the adventure beckoned him to take a leap of faith.
ماجراجویی او را به انجام یک اقدام جسورانه ترغیب کرد.
the distant hills beckoned us for a hike.
تپههای دوردست ما را برای پیادهروی ترغیب کردند.
the opportunity beckoned him to change his life.
فرصت او را به تغییر زندگیاش ترغیب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید