beclouding

[ایالات متحده]/bɪˈklɑːdɪŋ/
[بریتانیا]/bəˈklaʊdɪŋ/

ترجمه

v. عمل تیره‌تر یا کمتر واضح کردن چیزی؛ مبهم کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

beclouding the future

مه متغیر بودن آینده

beclouding their judgment

مه متغیر بودن قضاوت آنها

beclouding the issue

مه متغیر بودن موضوع

beclouding his vision

مه متغیر بودن دید او

beclouding the understanding

مه متغیر بودن درک

beclouding his conscience

مه متغیر بودن وجدان او

جملات نمونه

beclouding the truth can lead to misunderstandings.

مه دود کردن حقیقت می تواند منجر به سوء تفاهم شود.

his emotions were beclouding his judgment.

احساسات او قضاوت او را مبهم می کرد.

the fog was beclouding the view of the mountains.

مه مانع دیدن کوه ها می شد.

beclouding the issue only complicates the discussion.

مه دود کردن موضوع تنها بحث را پیچیده تر می کند.

she felt that doubts were beclouding her happiness.

او احساس کرد که تردیدها شادی او را مبهم می کنند.

beclouding facts can hinder progress.

مه دود کردن حقایق می تواند پیشرفت را مختل کند.

his beclouding thoughts prevented him from focusing.

افکار مبهم او از تمرکز جلوگیری کرد.

beclouding the details might lead to errors.

مه دود کردن جزئیات ممکن است منجر به خطا شود.

they were beclouding the conversation with irrelevant topics.

آنها با موضوعات غیر مرتبط مکالمه را مبهم می کردند.

beclouding the facts does not change the reality.

مه دود کردن حقایق واقعیت را تغییر نمی دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید