overcasting

[ایالات متحده]/ˈəʊvəˌkɑːstɪŋ/
[بریتانیا]/ˈoʊvərˌkæstɪŋ/

ترجمه

v. عمل ایجاد ابرآلود یا تاریک کردن چیزی
adj. مشخصه شرایط ابری

عبارات و ترکیب‌ها

overcasting skies

آسمان‌های پوشیده از ابر

overcasting clouds

ابر‌های پوشیده

overcasting shadows

سایه‌های پوشیده

overcasting weather

آب و هوای پوشیده

overcasting gloom

غم پوشیده

overcasting mist

مه پوشیده

overcasting fog

مه غلیظ

overcasting light

نور پوشیده

overcasting evening

غروب پوشیده

overcasting twilight

نیمه‌شب پوشیده

جملات نمونه

the weather is overcasting, so we should bring an umbrella.

هوا ابری است، بنابراین باید چتر بیاوریم.

overcasting skies often lead to rain in the afternoon.

آسمان‌های ابری اغلب منجر به باران در بعد از ظهر می‌شوند.

she felt a sense of sadness with the overcasting mood in the room.

او با حال و هوای ابری در اتاق، احساس غم کرد.

overcasting conditions can affect our plans for the picnic.

شرایط ابری می‌تواند برنامه‌های ما برای پیک‌نیک را تحت تأثیر قرار دهد.

the overcasting clouds blocked out the sun completely.

ابر‌های ابری کاملاً خورشید را پنهان کردند.

he prefers overcasting days to sunny ones for his photography.

او روزهای ابری را برای عکاسی‌اش به روزهای آفتابی ترجیح می‌دهد.

overcasting weather can create a dramatic backdrop for a film.

هوا‌ی ابری می‌تواند پس‌زمینه دراماتیکی برای یک فیلم ایجاد کند.

during overcasting periods, the temperature tends to drop.

در طول دوره‌های ابری، دما معمولاً کاهش می‌یابد.

he enjoys walking in overcasting weather, finding it peaceful.

او از پیاده‌روی در هوای ابری لذت می‌برد و آن را آرام‌بخش می‌داند.

the artist captured the beauty of overcasting skies in her painting.

هنرمند زیبایی آسمان‌های ابری را در نقاشی خود به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید