bedbug

[ایالات متحده]/'bedbʌg/
[بریتانیا]/'bɛdbʌɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حشره‌ای انگلی که در تختخواب‌ها زندگی می‌کند
Word Forms
جمعbedbugs

عبارات و ترکیب‌ها

infestation of bedbugs

آفت شپش تخت

bedbug bites

گزش شپش تخت

bedbug infested mattress

تشک آلوده به شپش تخت

جملات نمونه

I found a bedbug in my mattress.

من یک شپش در تشک خود پیدا کردم.

Exterminators were called to get rid of the bedbugs.

برای از بین بردن شپش ها از متخصصین دفع آفات کمک خواسته شد.

Bedbugs can cause itchy bites on your skin.

شپش ها می توانند باعث گزش های خارش دار روی پوست شما شوند.

She woke up with bedbug bites all over her body.

او با گزش های شپش در سراسر بدن خود از خواب بیدار شد.

Bedbug infestations can be difficult to eradicate.

آلودگی به شپش می تواند از بین بردن آنها را دشوار کند.

It's important to regularly check for bedbugs in hotel rooms.

بررسی منظم اتاق های هتل برای شپش مهم است.

She had to throw out her old mattress due to a bedbug infestation.

به دلیل آلودگی به شپش مجبور شد تشک قدیمی خود را دور بیندازد.

Bedbugs are known to hide in cracks and crevices.

شپش ها به خاطر پنهان شدن در ترک ها و شکاف ها معروف هستند.

The hotel had to temporarily close for bedbug treatment.

هتل مجبور شد به طور موقت برای درمان شپش تعطیل شود.

Bedbug bites can sometimes lead to allergic reactions.

گزش های شپش گاهی اوقات می توانند منجر به واکنش های آلرژیک شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید