flea

[ایالات متحده]/fliː/
[بریتانیا]/fli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حشره کوچک بدون بال که از خون پستانداران و پرندگان تغذیه می‌کند؛ کسی که بسیار طمع‌کار یا حریص است؛ درخواست کسی را به‌طور مختصر یا غیر دوستانه رد کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

flea market

بازار دست دوم

water flea

پولک آبی

جملات نمونه

a crowd of flea-bitten louts.

گروهی از لوت‌های infested با کک.

she expected to be sent away with a flea in her ear.

او انتظار داشت با یک کنایه یا توهین بدرود.

Flea bites can cause a person to develop a rash known as fleabite dermatitis.

بیت کک می‌تواند باعث شود فرد دچار بثورات پوستی به نام درماتیت ککی شود.

the proposed energy tax amounted to little more than a flea bite.

مالیات پیشنهادی بر انرژی بیشتر از یک کنایه یا توهین نبود.

I'll put a flea in his ear if he bothers me once more.

اگر دوباره آزارم دهد، یک کنایه یا توهین به او خواهم گفت.

When he came to ask for his job back, we sent him away with a flea in his ear.

وقتی برای گرفتن دوباره شغلش آمد، او را با یک کنایه یا توهین بدرود گفتیم.

Need is alexipharmic, choose flea to rest, half branch lotus, Long Kui, Asian puccoon;

نیاز به داروی دفع سم است، کک را برای استراحت انتخاب کنید، شاخه نیمه نیلوفر، لونگ کوی، سرخ‌دانه آسیایی;

"Pet cool" dry aerosol, the product of deodorant, disinfection, binapacryl, eliminate fleas role.

اسپری خشک "Pet cool"، محصول خوشبو کننده، ضدعفونی کننده، بیناپاکریل، نقش از بین بردن fleas.

My friend likes to stroll around the flea market on the chance of picking up something of value.

دوست من دوست دارد به امید پیدا کردن چیزی با ارزش در بازار کک قدم بزند.

Air;food and drink;routine/daily work and everyday contact;swimming pool;conenose/blood sucking insects,mosquitos,fleas,louses,etc.

هوا؛غذا و نوشیدنی؛کار روتین/روزانه و تماس‌های روزمره؛استخر؛حشرات مکنده خون،پشه‌ها،کک‌ها،کِنده‌ها و غیره.

" Water flees fleas" are not insects but copepods, a crustation crustacean like lubster lobsters and crubs crabs but extremely small.

«کک‌های آبی» حشرات نیستند، بلکه کوپودها هستند، یک Crustacean Crustacean مانند خرچنگ‌های لوبستر و خرچنگ‌های بسیار کوچک.

I was ready to leave the flea market, when, on one table, among a gallimaufry of undistinguished objects, I caught sight of an exquisite silver spoon engraved with my initials.

من آماده ترک بازار دست دوم بودم، وقتی روی یکی از میزها، در میان انبوهی از اشیاء غیرقابل تشخیص، یک قاشق نقره ای نفیس را با حروف اول اسمم که حک شده بود، دیدم.

Several distinct rickettsiae (a parasite carried by ticks, fleas, and lice) cause a disease known as typhus in humans.All cause disease with similarities of fever, headache, and rash.

چند رکتسیا متمایز (یک انگل که توسط کنه ها، کک ها و شپش ها منتقل می شود) باعث بیماری به نام تب در انسان می شوند. همه آنها باعث بیماری با شباهت هایی مانند تب، سردرد و بثورات پوستی می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید