bedder

[ایالات متحده]/ˈbɛdər/
[بریتانیا]/ˈbedər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به عنوان شغل تختخواب می‌سازد؛ گیاهی که برای مقاصد زینتی پرورش داده می‌شود؛ یک دسته پنکیک.
Word Forms
جمعbedders

عبارات و ترکیب‌ها

bedder acquainted with

آشناتر

a bedder alternative

یک جایگزین بهتر

make things bedder

چیزها را بهتر کنید

feel bedder about

احساس بهتری در مورد

bedder off doing

شرایط بهتری در انجام دادن

come out bedder

خوب‌تر بیرون بیا

جملات نمونه

she believes a good night's sleep will make her bedder for the day ahead.

او معتقد است که یک خواب شبانه خوب باعث می‌شود برای روز آینده بهتر باشد.

he practices every day to become a bedder player.

او هر روز تمرین می‌کند تا به یک بازیکن بهتر تبدیل شود.

they are working on a project to make the community bedder.

آنها روی پروژه‌ای کار می‌کنند تا جامعه را بهتر کنند.

with more practice, she feels she will be bedder at math.

با تمرین بیشتر، احساس می‌کند در ریاضیات بهتر خواهد شد.

he believes that a positive mindset can make life bedder.

او معتقد است که یک نگرش مثبت می‌تواند زندگی را بهتر کند.

to be bedder prepared for the exam, she studied all night.

برای آمادگی بهتر برای امتحان، او تمام شب مطالعه کرد.

they are looking for ways to make their products bedder.

آنها به دنبال راه‌هایی برای بهتر کردن محصولات خود هستند.

he hopes to be a bedder leader in the future.

او امیدوار است که در آینده یک رهبر بهتر باشد.

she thinks that exercise can make her bedder overall.

او فکر می‌کند که ورزش می‌تواند به طور کلی او را بهتر کند.

to feel bedder, he decided to eat healthier foods.

برای احساس بهتر، او تصمیم گرفت غذاهای سالم‌تری بخورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید