bedevilments

[ایالات متحده]/bɪˈdɛvəl.mənts/
[بریتانیا]/biˈdɛvəl.mənts/

ترجمه

n. چیزهایی که باعث مشکل یا سختی می‌شوند؛ ناراحتی‌ها، مشکلات یا ناامیدی‌ها؛ اعمال جادوگری یا سحری که به قصد آسیب رساندن به کسی انجام می‌شود.

جملات نمونه

his life was full of bedevilments that he couldn't escape.

زندگی او پر از گرفتاری‌هایی بود که نمی‌توانست از آن‌ها فرار کند.

the bedevilments of modern technology can be overwhelming.

گرفتاری‌های فناوری مدرن می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

she faced many bedevilments in her career but persevered.

او با وجود مواجهه با گرفتاری‌های فراوان در حرفه خود، پشتکار داشت.

financial bedevilments can affect anyone at any time.

مشکلات مالی می‌تواند در هر زمان هر کسی را تحت تأثیر قرار دهد.

the bedevilments of life often teach us valuable lessons.

گرفتاری‌های زندگی اغلب درس‌های ارزشمندی به ما می‌آموزند.

his mind was clouded by the bedevilments of doubt.

ذهنش به دلیل تردیدها تار شده بود.

she tried to ignore the bedevilments that surrounded her.

او سعی کرد گرفتاری‌هایی که او را احاطه کرده بودند نادیده بگیرد.

the bedevilments of the past still haunt him today.

گرفتاری‌های گذشته هنوز امروز او را آزار می‌دهند.

they sought solutions to the bedevilments of their community.

آن‌ها به دنبال راه‌حل‌هایی برای مشکلات جامعه خود بودند.

overcoming the bedevilments of anxiety is a journey.

غلبه بر مشکلات اضطراب یک سفر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید