bedraggling

[ایالات متحده]/ˈbedrɑːɡlɪŋ/
[بریتانیا]/bɛˈdræɡlɪŋ/

ترجمه

v. کثیف، مرطوب یا چروک کردن یا شدن

عبارات و ترکیب‌ها

bedraggling appearance

ظاهر ژولیده

bedraggled traveler

مسافر ژولیده

a bedraggling mess

یک آشفتگی ژولیده

his bedraggling clothes

لباس‌های ژولیده او

the bedraggling remains

بقایای ژولیده

a bedraggling figure

شخصیت ژولیده

bedraggled and exhausted

ژولیده و خسته

جملات نمونه

after the storm, the bedraggling of the garden was evident.

پس از طوفان، آشفتگی باغ آشکار بود.

the bedraggling appearance of the dog suggested it had been lost for days.

ظاهر نامرتب سگ نشان می‌داد که چند روزی گم شده است.

she walked in, bedraggling and tired after a long day at work.

او در حالی که خسته و نامرتب بود وارد شد، بعد از یک روز طولانی در محل کار.

the bedraggling of the old clothes made them look even more charming.

آشفتگی لباس‌های قدیمی باعث می‌شد که حتی جذاب‌تر به نظر برسند.

his bedraggling state after the hike made everyone laugh.

حالت نامرتب او بعد از پیاده‌روی باعث خنده همه شد.

the bedraggling of the once beautiful park was a sad sight.

آشفتگی پارک زیبا که زمانی وجود داشت، صحنه‌ای غم‌انگیز بود.

she felt bedraggling after the unexpected rainstorm.

او بعد از بارش غیرمنتظره باران احساس آشفتگی کرد.

the bedraggling of the manuscript showed its age and history.

آشفتگی دست‌نویس نشان‌دهنده سن و تاریخ آن بود.

he emerged from the water, bedraggling and gasping for air.

او از آب بیرون آمد، نامرتب و در حال تلاش برای نفس کشیدن.

her bedraggling hair was a sign of a long day at the beach.

موهای نامرتبش نشانه‌ای از یک روز طولانی در ساحل بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید