bedspring

[ایالات متحده]/ˈbɛdsprɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɛdsprɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از فنرها که یک تشک را پشتیبانی می‌کند؛ یک فنر الاستیک یا شبکه‌ای از فنرها که در ساخت یک کادر تخت استفاده می‌شود؛ یک چارچوب از فنرها که پایه یک تشک را تشکیل می‌دهد و توسط یک کادر تخت پشتیبانی می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bedspring broken

فنرهای تشک شکسته

check the bedsprings

بررسی فنرهای تشک

replace the bedsprings

تعویض فنرهای تشک

new bedsprings installed

نصب فنرهای تشک جدید

noisy bedsprings

فنرهای تشک پر سر و صدا

adjust the bedsprings

تنظیم فنرهای تشک

uncomfortable bedsprings

فنرهای تشک ناخوشایند

the bedsprings creaked

فنرهای تشک صدا می دادند

جملات نمونه

the bedspring creaked as he sat down.

فشارهای فنر تخت‌خواب هنگام نشستنش صدا می‌داد.

she replaced the old bedspring with a new one.

او فنر تختخواب قدیمی را با یک فنر جدید جایگزین کرد.

the bedspring provides support for the mattress.

فنر تختخواب از تشک پشتیبانی می‌کند.

after years of use, the bedspring lost its elasticity.

پس از سال‌ها استفاده، فنر تختخواب خاصیت ارتجاعی خود را از دست داد.

he could feel the bedspring poking through the mattress.

او می‌توانست احساس کند که فنر تختخواب از تشک بیرون زده است.

the bedspring needs to be adjusted for comfort.

برای راحتی، فنر تختخواب نیاز به تنظیم دارد.

she heard a loud noise from the bedspring at night.

او شب‌ها صدای بلندی از فنر تختخواب شنید.

they decided to buy a new bedspring for better sleep.

آنها تصمیم گرفتند برای داشتن خواب بهتر، یک فنر تختخواب جدید بخرند.

the bedspring is an essential part of the bed.

فنر تختخواب بخش ضروری تشک است.

he found the bedspring to be quite uncomfortable.

او فنر تختخواب را بسیار ناراحت‌کننده یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید