beefed

[ایالات متحده]/biːfd/
[بریتانیا]/beefd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vتقویت یا افزایش چیزی؛ درباره چیزی شکایت کرد
nگوشت قرمز؛ عضله

عبارات و ترکیب‌ها

beefed up

تقویت شده

beefed out

بیرون شده

beefed around

اطراف آن تقویت شده

beef up security

تقویت امنیت

beefed-up version

نسخه تقویت شده

beefed-up resume

رزومه تقویت شده

beefed up defenses

تقویت دفاع

beefed it out

بیرون آن را کرد

جملات نمونه

the team beefed up their defense for the championship game.

تیم برای بازی قهرمانی، خط دفاعی خود را تقویت کرد.

she beefed up her resume with additional work experience.

او با اضافه کردن سابقه کار، رزومه خود را تقویت کرد.

the company beefed up its security measures after the breach.

پس از نقض، شرکت اقدامات امنیتی خود را تقویت کرد.

he beefed up his workout routine to gain muscle.

او برای افزایش حجم عضلانی، برنامه تمرینی خود را تقویت کرد.

they beefed up the marketing campaign to attract more customers.

آنها برای جذب مشتریان بیشتر، کمپین بازاریابی را تقویت کردند.

the software was beefed up with new features for better performance.

نرم افزار با ویژگی های جدید برای عملکرد بهتر، تقویت شد.

to prepare for winter, they beefed up the insulation in the house.

برای آمادگی برای زمستان، آنها عایق بندی خانه را تقویت کردند.

the athlete beefed up his training schedule before the competition.

ورزشکار قبل از مسابقه، برنامه تمرینی خود را تقویت کرد.

she beefed up her argument with solid evidence.

او با ارائه شواهد محکم، استدلال خود را تقویت کرد.

they beefed up the event with more entertainment options.

آنها با افزودن گزینه های سرگرمی بیشتر، رویداد را تقویت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید