beefing

[ایالات متحده]/biːfɪŋ/
[بریتانیا]/bee-fing/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

nan استدلال یا شکایت
vبه طور مداوم استدلال یا شکایت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

beefing up security

تقویت امنیت

beefing someone up

بزرگ کردن کسی

beefing about something

شکایت کردن درباره چیزی

beefing with someone

بحث کردن با کسی

beefing over something

بحث کردن درباره چیزی

beefing it up

تقویت آن

beefed up version

نسخه تقویت شده

beefing around

دور و بر کردن

beefed up defenses

دفاع تقویت شده

جملات نمونه

they were beefing over the last piece of pizza.

آنها بر سر آخرین تکه پیتزا با هم دعوا می‌کردند.

stop beefing and just work together.

دیگر دعوا نکنید و فقط با هم همکاری کنید.

he has been beefing with his neighbor for years.

او سال‌هاست که با همسایه‌اش دعوا می‌کند.

she doesn't like beefing with her colleagues.

او دوست ندارد با همکارانش دعوا کند.

they were beefing about who should take the blame.

آنها بر سر اینکه چه کسی باید تقصیر را به عهده بگیرد، با هم دعوا می‌کردند.

we need to stop beefing and find a solution.

ما باید دعوا را متوقف کنیم و یک راه حل پیدا کنیم.

beefing over small issues is a waste of time.

دعوا بر سر مسائل کوچک اتلاف وقت است.

he’s always beefing about the rules at work.

او همیشه در مورد قوانین در محل کار دعوا می‌کند.

they were beefing about the unfair treatment.

آنها بر سر رفتار ناعادلانه با هم دعوا می‌کردند.

it's better to talk it out than to keep beefing.

بهتر است آن را با هم صحبت کنید تا دعوا کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید