local beekeepers
کشاورزان عسل
experienced beekeepers
کشاورزان عسل با تجربه
helping beekeepers
کمک به کشاورزان عسل
beekeepers' association
جمعیت کشاورزان عسل
protecting beekeepers
حفاظت از کشاورزان عسل
young beekeepers
کشاورزان عسل جوان
supporting beekeepers
حمایت از کشاورزان عسل
beekeepers working
کشاورزان عسل کار کردن
dedicated beekeepers
کشاورزان عسل وفادار
rural beekeepers
کشاورزان عسل روستایی
local beekeepers carefully inspect their hives for signs of disease.
تولیدکنندگان عسل محلی به دقت میانههای خود را برای نشانههای بیماری بررسی میکنند.
experienced beekeepers often share their knowledge with newcomers.
تولیدکنندگان عسل با تجربه معمولاً دانش خود را با نوپاها به اشتراک میگذارند.
the beekeepers harvested a bountiful crop of honey this year.
تولیدکنندگان عسل امسال یک محصول فراوان از عسل را برداشتند.
dedicated beekeepers work tirelessly to protect their bee colonies.
تولیدکنندگان عسل وفادار به طور غیرمحدودی برای حفاظت از کلونیهای م峰 خود کار میکنند.
many beekeepers are concerned about the declining bee population.
بسیاری از تولیدکنندگان عسل نگران کاهش جمعیت م峰 هستند.
skilled beekeepers use smoke to calm the bees during inspections.
تولیدکنندگان عسل ماهر از دود برای آرامسازی م峰ها در حین بررسیها استفاده میکنند.
the beekeepers’ association held a workshop on sustainable practices.
اتحادیه تولیدکنندگان عسل یک کارگاه روی روشهای پایدار برگزار کرد.
responsible beekeepers prioritize the health and well-being of their bees.
تولیدکنندگان عسل مسئول بهداشت و سلامت م峰های خود را اولویت میگذارند.
urban beekeepers are increasingly popular in cities worldwide.
تولیدکنندگان عسل شهری در سراسر جهت در شهرها به طور چشمگیری محبوب شدهاند.
the beekeepers presented their award-winning honey at the fair.
تولیدکنندگان عسل عسل برنده جایزه خود را در نمایشگاه ارائه دادند.
passionate beekeepers advocate for policies that protect pollinators.
تولیدکنندگان عسل عاشقانه به سیاستهایی که حفظ کنندههای گردهافشان را حمایت میکنند، تبلیغ میکنند.
local beekeepers
کشاورزان عسل
experienced beekeepers
کشاورزان عسل با تجربه
helping beekeepers
کمک به کشاورزان عسل
beekeepers' association
جمعیت کشاورزان عسل
protecting beekeepers
حفاظت از کشاورزان عسل
young beekeepers
کشاورزان عسل جوان
supporting beekeepers
حمایت از کشاورزان عسل
beekeepers working
کشاورزان عسل کار کردن
dedicated beekeepers
کشاورزان عسل وفادار
rural beekeepers
کشاورزان عسل روستایی
local beekeepers carefully inspect their hives for signs of disease.
تولیدکنندگان عسل محلی به دقت میانههای خود را برای نشانههای بیماری بررسی میکنند.
experienced beekeepers often share their knowledge with newcomers.
تولیدکنندگان عسل با تجربه معمولاً دانش خود را با نوپاها به اشتراک میگذارند.
the beekeepers harvested a bountiful crop of honey this year.
تولیدکنندگان عسل امسال یک محصول فراوان از عسل را برداشتند.
dedicated beekeepers work tirelessly to protect their bee colonies.
تولیدکنندگان عسل وفادار به طور غیرمحدودی برای حفاظت از کلونیهای م峰 خود کار میکنند.
many beekeepers are concerned about the declining bee population.
بسیاری از تولیدکنندگان عسل نگران کاهش جمعیت م峰 هستند.
skilled beekeepers use smoke to calm the bees during inspections.
تولیدکنندگان عسل ماهر از دود برای آرامسازی م峰ها در حین بررسیها استفاده میکنند.
the beekeepers’ association held a workshop on sustainable practices.
اتحادیه تولیدکنندگان عسل یک کارگاه روی روشهای پایدار برگزار کرد.
responsible beekeepers prioritize the health and well-being of their bees.
تولیدکنندگان عسل مسئول بهداشت و سلامت م峰های خود را اولویت میگذارند.
urban beekeepers are increasingly popular in cities worldwide.
تولیدکنندگان عسل شهری در سراسر جهت در شهرها به طور چشمگیری محبوب شدهاند.
the beekeepers presented their award-winning honey at the fair.
تولیدکنندگان عسل عسل برنده جایزه خود را در نمایشگاه ارائه دادند.
passionate beekeepers advocate for policies that protect pollinators.
تولیدکنندگان عسل عاشقانه به سیاستهایی که حفظ کنندههای گردهافشان را حمایت میکنند، تبلیغ میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید