beekeepings

[ایالات متحده]/biːkiːpɪŋz/
[بریتانیا]/beeˈkēpɪŋz/

ترجمه

n. عمل نگهداری زنبور برای تولید عسل یا سایر محصولات زنبور.

عبارات و ترکیب‌ها

benefits of beekeepings

مزایای زنبورداری

sustainable beekeeping practices

روش‌های پایدار زنبورداری

جملات نمونه

beekeepings require a lot of dedication and patience.

نگهداری از زنبورها نیاز به تعهد و صبر زیادی دارد.

many people find joy in their beekeepings.

بسیاری از افراد از نگهداری زنبورها لذت می برند.

beekeepings can contribute to the environment.

نگهداری از زنبورها می تواند به حفظ محیط زیست کمک کند.

she started her beekeepings last summer.

او تابستان گذشته شروع به نگهداری زنبور کرد.

learning about beekeepings can be fascinating.

یادگیری در مورد نگهداری زنبورها می تواند جالب باشد.

beekeepings involve understanding bee behavior.

نگهداری از زنبورها شامل درک رفتار زنبورها می شود.

he attended a workshop on beekeepings.

او در یک کارگاه آموزشی در مورد نگهداری زنبورها شرکت کرد.

beekeepings can be a sustainable source of income.

نگهداری از زنبورها می تواند منبع درآمد پایدار باشد.

proper equipment is essential for successful beekeepings.

تجهیزات مناسب برای نگهداری موفقیت آمیز از زنبورها ضروری است.

beekeepings require knowledge of local flora.

نگهداری از زنبورها نیاز به دانش در مورد گیاهان محلی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید