been

[ایالات متحده]/biːn/
[بریتانیا]/bin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در یک حالت یا مکان خاص برای یک دوره زمانی رفته یا وجود داشته است

عبارات و ترکیب‌ها

have been working

من مشغول کار بوده‌ام

been a while

مدتی می‌شود

been meaning to

قصد داشتم

can't be bothered

بی‌حوصله بودم

been thinking about

در مورد آن فکر می‌کردم

been going on

چه می‌گذشت

جملات نمونه

she has been working here for five years.

او برای پنج سال است که اینجا کار می‌کند.

they have been friends since childhood.

آنها از دوران کودکی دوست بوده‌اند.

he has been to paris twice this year.

او امسال دوبار به پاریس رفته است.

i have been waiting for you for an hour.

من یک ساعت است که منتظر شما هستم.

we have been planning this trip for months.

ماه‌هاست که در حال برنامه‌ریزی برای این سفر هستیم.

she has been feeling unwell lately.

او اخیراً احساس ناخوشی کرده است.

he has been studying english for three years.

او سه سال است که زبان انگلیسی را مطالعه می‌کند.

they have been living in this city since 2010.

آنها از سال 2010 در این شهر زندگی کرده‌اند.

i have been thinking about changing my job.

من در مورد تغییر شغل فکر کرده‌ام.

we have been through a lot together.

ما با هم خیلی چیزها را پشت سر گذاشته‌ایم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید