beetling

[ایالات متحده]/ˈbiːtlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɛtlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. برآمده، آویزان
n. نوعی عمل چکش‌کاری

عبارات و ترکیب‌ها

beetling brows

ابروهای درهم

beetling eyes

چشمان درهم

beetling shadows

سایه‌های درهم

جملات نمونه

he was beetling down the street in a hurry.

او با عجله در خیابان به سمت جلو می‌رفت.

the beetling cliffs rose sharply above the sea.

آب‌سنگ‌های برجسته به طور تند در بالای دریا بالا می‌رفتند.

she had a beetling brow that made her look serious.

او یک پیشانی برجسته داشت که باعث می‌شد جدی به نظر برسد.

the beetling mountains were a sight to behold.

کوه‌های برجسته منظره‌ای برای تماشا بودند.

he was beetling away at his work all day.

او تمام روز با جدیت مشغول کار خود بود.

the beetling rocks made the beach less accessible.

صخره‌های برجسته دسترسی به ساحل را کمتر می‌کردند.

she walked with a beetling gait after the long hike.

او پس از پیاده‌روی طولانی با گام‌های برجسته راه می‌رفت.

the beetling eyebrows of the statue gave it a fierce look.

ابروهای برجسته مجسمه به آن ظاهری خشن می‌دادند.

he sat beetling over his notes before the exam.

او قبل از امتحان با دقت روی یادداشت‌های خود خمیده بود.

the beetling waves crashed against the shore.

امواج برجسته به ساحل برخورد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید