a beggarwoman
یک زن فقیر
the beggarwomen
زنهای فقیر
beggarwomen begging
زنهای فقیر درخواست میکردند
beggarwomen begged
زنهای فقیر درخواست کردند
beggarwomen's pleas
درخواستهای زنهای فقیر
poor beggarwomen
زنهای فقیر و بیپناه
old beggarwomen
زنهای فقیر و پیر
beggarwomen huddled
زنهای فقیر گروهی شدند
beggarwomen dispersed
زنهای فقیر پراکنده شدند
two beggarwomen
دو زن فقیر
street beggarwomen sat at the corner, holding out their hands for spare change.
زنان بیخانمان در راهرو نشسته بودند و دستهایشان را برای گرفتن پول اضافه باز کرده بودند.
the beggarwomen asked passersby for any food they could spare.
زنان بیخانمان از عبور کنندگان خواستند که هر چه غذایی اضافه دارند به آنها بدهند.
these poor beggarwomen have endured harsh living conditions for years.
این زنان بیخانمان فقیر سالها است که شرایط زندگی سخت را تحمل میکنند.
beggarwomen sitting on the cold pavement wrapped themselves in thin blankets.
زنان بیخانمان که روی پیادهرو سرد نشسته بودند، خود را در پردههای نازک پوشیدند.
some beggarwomen bring their children, hoping for more compassion from strangers.
برخی از زنان بیخانمان فرزندان خود را به همراه میآورند و امیدوارند که افراد غربتگرددارند بیشتری از دلهای خود نشان دهند.
the beggarwomen held cardboard signs explaining their difficult circumstances.
زنان بیخانمان نشانههای کارتونی داشتند که شرایط دشوار خود را توضیح میدادند.
beggarwomen can be found throughout the busy city streets at all hours.
زنان بیخانمان در تمام ساعات در طول خیابانهای پر فعالیت شهر پیدا میشوند.
these suffering beggarwomen deserve our empathy and practical assistance.
این زنان بیخانمان که در دل درد دارند، ارزش دارد که احساس همدمی و کمک عملی از ما داشته باشند.
during freezing winters, beggarwomen huddle together for warmth and survival.
در زمستانهای سرد، زنان بیخانمان به هم گرویده و برای گرمی و بقا با هم میمانند.
the beggarwomen seek shelter in doorways when heavy rains begin to fall.
زنان بیخانمان وقتی بارانهای سنگین شروع به فریب دادن میکنند، در دریافتهای درب جستجوی پناه میکنند.
many beggarwomen depend entirely on the kindness of strangers for their survival.
بسیاری از زنان بیخانمان به طور کامل برای بقا به لطف افراد غربتگرددارند وابستهاند.
beggarwomen near the marketplace often receive more generous donations.
زنان بیخانمان نزدیک بازار معمولاً دonationهای لطفآمیز بیشتری دریافت میکنند.
the beggarwomen wore torn clothes and worn-out shoes in the cold weather.
زنان بیخانمان در آب و هوا سرد لباسهای شکسته و کفشهای فرسوده را پوشیدند.
every morning, the same beggarwomen return to their familiar spots on the sidewalk.
هر صبح، زنان بیخانمان همانیها به مکانهای معمول خود روی پیادهرو بازمیگردند.
passersby often ignore beggarwomen, pretending not to see their outstretched hands.
عبور کنندگان معمولاً زنان بیخانمان را نادیده گرفته و دستهایشان را که باز کردهاند، نمیبینند.
a beggarwoman
یک زن فقیر
the beggarwomen
زنهای فقیر
beggarwomen begging
زنهای فقیر درخواست میکردند
beggarwomen begged
زنهای فقیر درخواست کردند
beggarwomen's pleas
درخواستهای زنهای فقیر
poor beggarwomen
زنهای فقیر و بیپناه
old beggarwomen
زنهای فقیر و پیر
beggarwomen huddled
زنهای فقیر گروهی شدند
beggarwomen dispersed
زنهای فقیر پراکنده شدند
two beggarwomen
دو زن فقیر
street beggarwomen sat at the corner, holding out their hands for spare change.
زنان بیخانمان در راهرو نشسته بودند و دستهایشان را برای گرفتن پول اضافه باز کرده بودند.
the beggarwomen asked passersby for any food they could spare.
زنان بیخانمان از عبور کنندگان خواستند که هر چه غذایی اضافه دارند به آنها بدهند.
these poor beggarwomen have endured harsh living conditions for years.
این زنان بیخانمان فقیر سالها است که شرایط زندگی سخت را تحمل میکنند.
beggarwomen sitting on the cold pavement wrapped themselves in thin blankets.
زنان بیخانمان که روی پیادهرو سرد نشسته بودند، خود را در پردههای نازک پوشیدند.
some beggarwomen bring their children, hoping for more compassion from strangers.
برخی از زنان بیخانمان فرزندان خود را به همراه میآورند و امیدوارند که افراد غربتگرددارند بیشتری از دلهای خود نشان دهند.
the beggarwomen held cardboard signs explaining their difficult circumstances.
زنان بیخانمان نشانههای کارتونی داشتند که شرایط دشوار خود را توضیح میدادند.
beggarwomen can be found throughout the busy city streets at all hours.
زنان بیخانمان در تمام ساعات در طول خیابانهای پر فعالیت شهر پیدا میشوند.
these suffering beggarwomen deserve our empathy and practical assistance.
این زنان بیخانمان که در دل درد دارند، ارزش دارد که احساس همدمی و کمک عملی از ما داشته باشند.
during freezing winters, beggarwomen huddle together for warmth and survival.
در زمستانهای سرد، زنان بیخانمان به هم گرویده و برای گرمی و بقا با هم میمانند.
the beggarwomen seek shelter in doorways when heavy rains begin to fall.
زنان بیخانمان وقتی بارانهای سنگین شروع به فریب دادن میکنند، در دریافتهای درب جستجوی پناه میکنند.
many beggarwomen depend entirely on the kindness of strangers for their survival.
بسیاری از زنان بیخانمان به طور کامل برای بقا به لطف افراد غربتگرددارند وابستهاند.
beggarwomen near the marketplace often receive more generous donations.
زنان بیخانمان نزدیک بازار معمولاً دonationهای لطفآمیز بیشتری دریافت میکنند.
the beggarwomen wore torn clothes and worn-out shoes in the cold weather.
زنان بیخانمان در آب و هوا سرد لباسهای شکسته و کفشهای فرسوده را پوشیدند.
every morning, the same beggarwomen return to their familiar spots on the sidewalk.
هر صبح، زنان بیخانمان همانیها به مکانهای معمول خود روی پیادهرو بازمیگردند.
passersby often ignore beggarwomen, pretending not to see their outstretched hands.
عبور کنندگان معمولاً زنان بیخانمان را نادیده گرفته و دستهایشان را که باز کردهاند، نمیبینند.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now