begriming

[ایالات متحده]/ˈbɛɡraɪm/
[بریتانیا]/ˈbɛɡraɪm/

ترجمه

v کثیف کردن یا پوشاندن با کثافت؛ انباشته شدن کثیفی یا کثافت

عبارات و ترکیب‌ها

begrime one's hands

آلودن دست‌ها

begrime a reputation

لکه‌دار کردن شهرت

begrimed with dirt

آغشته به کثیفی

جملات نمونه

the children played outside and begrimed their clothes.

کودکان در خارج از منزل بازی کردند و لباس‌هایشان را کثیف کردند.

he tried to clean the car, but the mud only begrimed it further.

او سعی کرد ماشین را تمیز کند، اما گل آن را بیشتر کثیف کرد.

years of neglect had begrimed the once beautiful painting.

سال‌ها بی‌توجهی باعث شده بود نقاشی یک‌بار زیبا کثیف شود.

the factory's emissions begrimed the surrounding environment.

گازهای خروجی کارخانه محیط اطراف را کثیف کردند.

don't let your hands become begrimed while working in the garden.

اجازه ندهید در حین کار در باغ دست‌هایتان کثیف شود.

the storm begrimed the windows with dirt and debris.

طوفان پنجره‌ها را با خاک و آوار کثیف کرد.

she begrimed her reputation by spreading false rumors.

او با پخش شایعات نادرست، شهرت خود را لکه دار کرد.

he begrimed his shoes walking through the muddy field.

او در حالی که از میان زمین گل‌گرفته عبور می‌کرد، کفش‌هایش را کثیف کرد.

the historical site was begrimed by years of pollution.

محل تاریخی در اثر سال‌ها آلودگی کثیف شده بود.

she couldn't believe how begrimed the walls were after the party.

او نمی‌توانست باور کند که دیوارها پس از مهمانی چقدر کثیف بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید