behaves

[ایالات متحده]/bɪˈheɪvz/
[بریتانیا]/biˈheɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طرز خاصی عمل می‌کند یا خود را رفتار می‌کند؛ به گونه‌ای خاص کار می‌کند یا عمل می‌کند؛ باعث می‌شود که کسی طبق قوانین رفتار کند

عبارات و ترکیب‌ها

behaves himself/herself well

خوب رفتار می‌کند

behaves suspiciously

به طرز مشکوکی رفتار می‌کند

behaves appropriately

به طور مناسب رفتار می‌کند

behaves politely

با احترام رفتار می‌کند

behaves responsibly

به طور مسئولانه رفتار می‌کند

behaves passively

به صورت منفعلانه رفتار می‌کند

behaves aggressively

به صورت تهاجمی رفتار می‌کند

جملات نمونه

the dog behaves well at the park.

سگ به خوبی در پارک رفتار می‌کند.

she behaves differently when she is tired.

وقتی خسته است، او رفتاری متفاوت نشان می‌دهد.

he behaves like a leader in group projects.

او در پروژه‌های گروهی مانند یک رهبر رفتار می‌کند.

children often behave mischievously.

کودکان اغلب به طور شیطنت‌آمیز رفتار می‌کنند.

how he behaves in public reflects his upbringing.

رفتارش در حضور عموم نشان‌دهنده تربیت اوست.

she behaves kindly towards everyone.

او با مهربانی با همه رفتار می‌کند.

he behaves as if he knows everything.

او طوری رفتار می‌کند انگار همه چیز را می‌داند.

the cat behaves strangely around new people.

گربه در حضور افراد جدید به طرز عجیبی رفتار می‌کند.

when stressed, he behaves irrationally.

وقتی مضطرب است، او غیرمنطقی رفتار می‌کند.

she always behaves professionally at work.

او همیشه در محل کار به طور حرفه‌ای رفتار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید