beheads

[ایالات متحده]/ˈbiːˌheds/
[بریتانیا]/ˈbɛˌhɛdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سر بریدن؛ قطع سر می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

beheads the enemy

به سر بریدن دشمن

history beheads tyrants

تاریخچه ظالمان را به قتل می‌رساند

جملات نمونه

the executioner beheads the condemned prisoner.

اجرا کننده زندانی محکوم را سر بَر می‌دارد.

the story describes how a king beheads his enemies.

داستان شرح می‌دهد که چگونه یک پادشاه دشمنان خود را سر بَر می‌دارد.

in ancient times, a ruler often beheads traitors.

در زمان‌های قدیم، یک حاکم اغلب خائنان را سر بَر می‌دارد.

the film depicts a scene where a villain beheads a hero.

فیلم صحنه‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن یک شرور یک قهرمان را سر بَر می‌دارد.

he claimed that the monster beheads anyone who enters its lair.

او ادعا کرد که هیولا هر کسی را که وارد لانه آن می‌شود، سر بَر می‌دارد.

the novel includes a dramatic moment when a character beheads another.

رمان شامل لحظه‌ای دراماتیک است که در آن یک شخصیت دیگری را سر بَر می‌دارد.

legends say that the dragon beheads anyone who tries to steal its treasure.

افسانه ها می‌گویند که اژدها هر کسی را که سعی کند گنجینه آن را بدزدد، سر بَر می‌دارد.

during the revolution, the mob beheads the corrupt officials.

در طول انقلاب، مردم خشمگین مقامات فاسد را سر بَر می‌دارند.

the historical account reveals how a tyrant beheads dissenters.

گزارش تاریخی نشان می‌دهد که چگونه یک ظالم مخالفان را سر بَر می‌دارد.

in the play, the queen beheads the traitor in front of the court.

در نمایش، ملکه خائن را در حضور دادگاه سر بَر می‌دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید