decapitate

[ایالات متحده]/dɪ'kæpɪteɪt/
[بریتانیا]/dɪ'kæpɪtet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطع سر؛ جلاد
vt. سر بریدن
Word Forms
قسمت سوم فعلdecapitated
صفت یا فعل حال استمراریdecapitating
شکل سوم شخص مفردdecapitates
زمان گذشتهdecapitated

جملات نمونه

the Church had been decapitated by the arrest and deportation of all its bishops.

کلیسا به دلیل دستگیری و اخراج تمام اسقفان، سر بریده شده بود.

The guillotine was historically used to decapitate criminals.

گیوتین به طور تاریخی برای جدا کردن سر جنایتکاران استفاده می شد.

The executioner's job was to decapitate the condemned prisoners.

وظیفه جلاد جدا کردن سر زندانیان محکوم بود.

Legends say that the sword could decapitate a dragon in one swift stroke.

افسانه ها می گویند که این شمشیر می تواند یک اژدها را با یک ضربه سریع سر ببرد.

The samurai's sword was known for its ability to decapitate enemies.

شمشیر سامورایی به توانایی آن در جدا کردن سر دشمنان معروف بود.

The warrior managed to decapitate the enemy leader in the heat of battle.

جنگجو موفق شد در اوج نبرد، سر رهبر دشمن را جدا کند.

The horrifying serial killer's signature move was to decapitate his victims.

حرکت ویژه قاتل سریالی وحشتناک، جدا کردن سر قربانیانش بود.

The ancient tribe believed that decapitating enemies would bring them victory in battle.

قبيله باستانی معتقد بود که جدا کردن سر دشمنان، پیروزی را در نبرد برای آنها به ارمغان می آورد.

The executioner's axe was sharp enough to cleanly decapitate the condemned criminals.

تبر جلاد به اندازه‌ای تیز بود که بتواند به طور تمیز زندانیان محکوم را سر ببرد.

The ancient ritual involved decapitating a sacrificial animal as an offering to the gods.

آیین باستانی شامل جدا کردن سر یک حیوان قربانی به عنوان نذری به خدایان بود.

نمونه‌های واقعی

Officials said at least five of the dead had been decapitated.

مقامات گفتند حداقل پنج نفر از کشته شده ها سر بریده شده بودند.

منبع: VOA Special October 2021 Collection

Almost as amusing as when your first Rick was decapitated on Zorpantheon Nine.

تقریباً به اندازه سرگرم کننده زمانی که اولین ریک شما در زورپانتئون نه سر بریده شد.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

And Jones nearly decapitates him for it.

و جونز تقریباً به همین دلیل او را سر برید.

منبع: "Whiplash" Original Soundtrack

Cod are decapitated before being dried for transport.

ماهی کود قبل از خشک شدن برای حمل و نقل سر بریده می شود.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation June 2014

They were hung and then decapitated.

آنها را آویزان کردند و سپس سرشان را بریدند.

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2015 Collection

The tectonics trembled tons of stone and nearly decapitated a sculpture.

تکتونیک ها تن ها سنگ را به لرزه درآوردند و تقریباً یک مجسمه را سر بریدند.

منبع: VOA Standard English Entertainment

When the authorities eventually got in, they found 16 decapitated bodies.

وقتی مقامات بالاخره وارد شدند، 16 جسد سر بریده شده پیدا کردند.

منبع: NPR News August 2019 Collection

Officials yesterday said the US expulsions had decapitated soviet intelligence in the United States.

مقامات دیروز گفتند که اخراج آمریکا اطلاعات شوروی را در ایالات متحده سر بریده است.

منبع: Listen to this 3 Advanced English Listening

You threatened to decapitate a man over a parking space. -A very bad day.

شما تهدید کردید که به دلیل یک جای پارک، مردی را سر بریدید. - یک روز خیلی بد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

In his absence he's sentenced to a bound decapitate. There's a price on his head, literally.

در غیاب او به یک سر بریدن محدود محکوم شده است. به طور واقعی، جایزه ای برای سرش وجود دارد.

منبع: The Power of Art - Michelangelo da Caravaggio

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید