behemoth

[ایالات متحده]/bɪ'hiːmɒθ/
[بریتانیا]/bɪ'himɔθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک موجود بزرگ؛ یک هیولا در کتاب مقدس
adj. بزرگ؛ غول پیکر.

جملات نمونه

a behemoth of a tractor

یک تراکتور غول پیکر

his behemoth task force is just a foretaste of what is to come.

نیروی وظیفه‌شناس غول‌آسا او فقط یک پیش‌نمایش از آنچه در پیش است است.

The behemoth truck blocked the entire road.

کامیون غول پیکر کل جاده را مسدود کرد.

The company is a behemoth in the tech industry.

این شرکت یک غول در صنعت فناوری است.

The behemoth of a burger was too big to finish in one sitting.

ساندویچ غول پیکر آنقدر بزرگ بود که نتوان آن را در یک نشست خورد.

The financial behemoth acquired several smaller companies.

غول مالی چندین شرکت کوچکتر را خریداری کرد.

The behemoth of a machine required a team of workers to operate it.

ماشین غول پیکر به یک تیم از کارگران برای کار کردن نیاز داشت.

The political behemoth faced challenges from smaller parties in the election.

غول سیاسی در انتخابات با چالش‌هایی از احزاب کوچکتر روبرو شد.

The behemoth of a building dominated the skyline.

ساختمان غول پیکر خط افق را تحت سلطه داشت.

The behemoth ship could carry thousands of passengers across the ocean.

کشتی غول پیکر می‌توانست هزاران مسافر را از طریق اقیانوس حمل کند.

The behemoth corporation controlled a significant portion of the market.

شرکت غول پیکر بخش قابل توجهی از بازار را کنترل می‌کرد.

The behemoth project required extensive planning and resources.

پروژه غول پیکر به برنامه ریزی و منابع گسترده نیاز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید