bejewels

[ایالات متحده]/bɪˈdʒuːəl/
[بریتانیا]/biˈdʒuːəl/

ترجمه

v جواهرات زینت دادن

عبارات و ترکیب‌ها

bejewel the crown

تزئین با جواهرات تاج

bejewel a masterpiece

تزئین با جواهرات یک شاهکار

bejewel the occasion

تزئین با جواهرات مناسبت

bejewel a dream

تزئین با جواهرات یک رویا

bejewel your story

داستان خود را با جواهرات تزئین کنید

bejewel a gift

یک هدیه را با جواهرات تزئین کنید

bejewel your words

کلمات خود را با جواهرات تزئین کنید

bejewel the landscape

منظره را با جواهرات تزئین کنید

bejewel their life

زندگی آنها را با جواهرات تزئین کنید

جملات نمونه

the necklace was beautifully bejeweled with diamonds.

گردنبند به زیبایی با الماس تزئین شده بود.

she decided to bejeweled her dress for the special occasion.

او تصمیم گرفت لباسش را برای مناسبت خاص با جواهرات تزئین کند.

the crown was bejeweled with precious stones.

تاج با سنگ‌های قیمتی تزئین شده بود.

they bejeweled the cake for the wedding celebration.

آنها کیک را برای جشن عروسی با جواهرات تزئین کردند.

the artist bejeweled the sculpture to enhance its beauty.

هنرمند مجسمه را برای افزایش زیبایی آن با جواهرات تزئین کرد.

her handbag was bejeweled with colorful beads.

کیف دستی او با مهره‌های رنگارنگ تزئین شده بود.

he loves to bejeweled his phone case with rhinestones.

او عاشق تزئین قاب گوشی خود با نگین‌های اکریلیک است.

the bejeweled tiara sparkled under the lights.

تاج جواهرنشان زیر نورها می‌درخشید.

they bejeweled the room with fairy lights for the party.

آنها اتاق را با لامپ‌های جادویی برای مهمانی تزئین کردند.

her bejeweled earrings caught everyone's attention.

گوشواره‌های جواهرنشان او توجه همه را جلب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید