bejewel the crown
تزئین با جواهرات تاج
bejewel a masterpiece
تزئین با جواهرات یک شاهکار
bejewel the occasion
تزئین با جواهرات مناسبت
bejewel a dream
تزئین با جواهرات یک رویا
bejewel your story
داستان خود را با جواهرات تزئین کنید
bejewel a gift
یک هدیه را با جواهرات تزئین کنید
bejewel your words
کلمات خود را با جواهرات تزئین کنید
bejewel the landscape
منظره را با جواهرات تزئین کنید
bejewel their life
زندگی آنها را با جواهرات تزئین کنید
the necklace was beautifully bejeweled with diamonds.
گردنبند به زیبایی با الماس تزئین شده بود.
she decided to bejeweled her dress for the special occasion.
او تصمیم گرفت لباسش را برای مناسبت خاص با جواهرات تزئین کند.
the crown was bejeweled with precious stones.
تاج با سنگهای قیمتی تزئین شده بود.
they bejeweled the cake for the wedding celebration.
آنها کیک را برای جشن عروسی با جواهرات تزئین کردند.
the artist bejeweled the sculpture to enhance its beauty.
هنرمند مجسمه را برای افزایش زیبایی آن با جواهرات تزئین کرد.
her handbag was bejeweled with colorful beads.
کیف دستی او با مهرههای رنگارنگ تزئین شده بود.
he loves to bejeweled his phone case with rhinestones.
او عاشق تزئین قاب گوشی خود با نگینهای اکریلیک است.
the bejeweled tiara sparkled under the lights.
تاج جواهرنشان زیر نورها میدرخشید.
they bejeweled the room with fairy lights for the party.
آنها اتاق را با لامپهای جادویی برای مهمانی تزئین کردند.
her bejeweled earrings caught everyone's attention.
گوشوارههای جواهرنشان او توجه همه را جلب کرد.
bejewel the crown
تزئین با جواهرات تاج
bejewel a masterpiece
تزئین با جواهرات یک شاهکار
bejewel the occasion
تزئین با جواهرات مناسبت
bejewel a dream
تزئین با جواهرات یک رویا
bejewel your story
داستان خود را با جواهرات تزئین کنید
bejewel a gift
یک هدیه را با جواهرات تزئین کنید
bejewel your words
کلمات خود را با جواهرات تزئین کنید
bejewel the landscape
منظره را با جواهرات تزئین کنید
bejewel their life
زندگی آنها را با جواهرات تزئین کنید
the necklace was beautifully bejeweled with diamonds.
گردنبند به زیبایی با الماس تزئین شده بود.
she decided to bejeweled her dress for the special occasion.
او تصمیم گرفت لباسش را برای مناسبت خاص با جواهرات تزئین کند.
the crown was bejeweled with precious stones.
تاج با سنگهای قیمتی تزئین شده بود.
they bejeweled the cake for the wedding celebration.
آنها کیک را برای جشن عروسی با جواهرات تزئین کردند.
the artist bejeweled the sculpture to enhance its beauty.
هنرمند مجسمه را برای افزایش زیبایی آن با جواهرات تزئین کرد.
her handbag was bejeweled with colorful beads.
کیف دستی او با مهرههای رنگارنگ تزئین شده بود.
he loves to bejeweled his phone case with rhinestones.
او عاشق تزئین قاب گوشی خود با نگینهای اکریلیک است.
the bejeweled tiara sparkled under the lights.
تاج جواهرنشان زیر نورها میدرخشید.
they bejeweled the room with fairy lights for the party.
آنها اتاق را با لامپهای جادویی برای مهمانی تزئین کردند.
her bejeweled earrings caught everyone's attention.
گوشوارههای جواهرنشان او توجه همه را جلب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید